أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

534

قانون ( فارسى )

اگر اين روش فايده نكرد . چند شخص بسيار زورمند را پيدا كن كه زند و بازوى بيمار را تند بگيرند و نگذارند هيچ حركت بكند ، تو كه شكسته‌بندى دستت را روغن بمال و با شدت آرنج را وسيله اين دست چرب شده بمال و كوشش كن آن را به جاى خود برگردانى . همين‌كه دررفته را در جاى طبيعى اولش قرار دادى ، آن را ببند و دست آسيب‌ديده را در گردن بيمار بياويز و به حالتى باشد كه آرنج برهم بيايد و زاويه‌مانندى تشكيل دهد . در ابتداى بستن ، مقدار و اندازهء حالت را مراعات كن كه بيمار بسيار آزار نبيند ؛ مبادا تحمل آزار را نكند . بعدا كم‌كم و به تدريج آويزگى را تنگ‌تر و تنگ‌تر گردان تا زاويهء تشكيل شده تنگ تنگ شود . فصل هفتم دررفتگى مچ دست اگر دررفتگى در مچ دست رخ دهد آسان برگردانده مىشود . اما به دشوارى خود را ثابت مىكند و به‌طور لازم جايگير شدنش دشوار است . اگر دررفتگى در مچ دست رخ داد و مچ را كشيدى و درست دررفته در برابر جاى دررفتگى قرار گرفت ، به جاى خود برمىگردد ، اما از آنجا كه جرمهاى زياد در پيرامون دارد ، اين جرمها سبب ورم كردن مىشوند و در نتيجه مچ دست به خوبى و بر مرام خوب نمىشود . دستور جا آوردن بند دررفتهء مچ از قرار زير است : مردى زند دست آسيب‌ديده را بگيرد و به سوى عقب بكشد ، شكسته‌بند كف دست و يكىيكى انگشتان آسيب‌ديده را بر خلاف جهت فوق يعنى به سوى جلو بكشد . اوّل از انگشت شست شروع كند و به ترتيب همه را بكشد تا به انگشت خرد ( خنصر ) مىرسد ، آن را هم بكشد . كه از اين كف دست گرفتن و كشيدن و كشيدن انگشتها كج و كولگى راست مىشود و به جاى خود برمىگردد . سپس دارو بر آن بگذارد و ببندد . فصل هشتم دررفتن انگشت نشانى دررفتگى در انگشت اين است كه هرگاه بركندگى رخ داد ، انگشت به سوى داخل خم مىشود . و در داخل آن برجستگى پديد مىآيد و رويهء آن گود مىگردد ؛ كه در استخوان مچ نيز همين نشانى ديده مىشود . علاج جا آوردن دررفتگى تا اندازه‌اى دشوار است . نبايد آن را به صورت مستقيم و راست درآورد و كشيد . بايد همهء انگشتان را در مشت بگيرى ، انگشت شهادت را از مشتى كه دست را تند در بر