أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
535
قانون ( فارسى )
گرفته بيرون آورى بهطورى كه بيخش زير مشت گيرنده بماند و آن را به سوى بالا بكشى و چنان بكشى كه گويى مىخواهى آن را از بيخ بركنى . مىبينى كه دررفته به جاى خود برگشت . كه در اين صورت صدايى از آن شنيده مىشود . فصل نهم از هم جدا شدن استخوان مچ بايد وقتى كه به معالجهء چنين حالتى مىپردازى ، تا سرحد امكان كوشش كنى كه مچ را راست و هموار گردانى و در هر جايى لغزيدهاى هست و هر جايى كه برجستهتر از حالت طبيعى است آنجا را به طرف مخالف هول دهى تا كاملا به حالت هموار و طبيعى درمىآيد . سپس فورا تختهء شكستهبندى را بر آن بگذارى و ببندى . يا به جاى تختهء شكستهبندى ، قطعهاى سرب صاف و راست را بر آن بگذارى و ببندى كه حالت راست شده را نگهدارد . اما بايد قبل از تخته يا سرب گذاشتن داروهاى نيروبخش از آنهايى كه مىدانى بر جاى آسيبديده بگذارى و آنگاه تخته يا سرب بگذارى و مگذار بيمار آن را حركت دهد . فصل دهم لغزش و دررفتگى مهره اگر مهرهاى از مهرهها كاملا بركنده شود و از جا دررود ، حتما خبر از مرگ دارد . و اگر دررفتگى كامل نباشد ولى لغزشش از جاى خود زياد باشد ، باز پيك مرگ است ؛ كه از اين لغزيدن زياد از جاى طبيعى ، فشار زيادى بر نخاع مىآيد و ممكن است پوشش نخاع را بگسلاند . و حتى اگر پوشش نخاع را نگسلاند ، باز خطر مرگ در پيش است . اگر مهرهء اوّل گردن جاندارى از جاى دررود ، راه تنفسش بسته مىشود . و فورا جان مىسپارد ؛ زيرا پىرگ نفس زير فشار قرار مىگيرد و از انجام كارش درمىماند . اگر مهرهء پشت به سوى شكم بلغزد و دررود ، معالجهاش ممكن نيست و انسان آسيبديده به زودى مىميرد . و اگر در اجلش مهلتى باشد و راه تنفس بر او بسته نشود ، مدفوع و ادرارش بند مىآيند و از آن نمرده از اين مىميرد . اگر مهره در رود ولى فشار زيادى بر نخاع وارد نياورد يا فشار وارد آمد اما نخاع ورم نكرد ، يا ورم بود و فروكش كرد - كه در اين حالت مهلتى از مرگ يافته است - باز بدون شك آسيبى به نخاع و پىرگ موجود در زير جاى آسيبديده مىرسد و انسان به حالتى مبتلا مىشود كه ريختنىهايش بدون اراده بيرون مىريزند . اگر لغزش و دررفتگى مهرهء پشت به سوى عقب بود ، شايد براى نخاع زيانش كمتر باشد ؛ امّا در هر حال زيان به نخاع مىرسد . پىرگ زير جاى آسيبديده ناتوان مىشود و از اثر