أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
29
قانون ( فارسى )
نشانيها تبكردهاى كه از ترسيدن ناگهانى و يكه خوردن تب كرده است ، همان نشانيهاى تب ناشى از اندوه را دارد . تنها اختلاف و تفاوت در نبض و چشم است ؛ نبض ترسيدهء تب كرده شديدتر و تندتر از نبض تب كرده از اثر غم و اندوه است . چشم نيز حكايت از ترس مىكند كه بر تو آشكار است و با چشم تب كرده از غم فرق دارد . علاج علاج حالت تبكرده از ترسيدن ناگهانى ، به علاج تب كرده از اثر اندوهگينى نزديك است . بايد كه ترس و واهمه را از دلش بيرون كنند ، مژدههاى خوب به وى بدهند . خوردن شراب به نفع اين تبزدگان ترسيده است . فصل شانزدهم تب خستگى ممكن است انسان از خسته شدن زياد تاب و توانش بكاهد و با تب روزانه روبرو شود . ممكن است كار خسته شدن به جائى برسد و روان را چنان مشتعل سازد كه انسان را و تن را از كنش لازم بازدارد . زيان تب ناشى از خستگى آسيبى است كه بر روان مستقر و روان زندگى اثر مىگذارد . نشانيها 1 - خسته شدن زياد از حدّ بيمار تبزده قبل از مبتلا شدن به تب ، گواهى است بر وجود تب ناشى از خستگى . 2 - بند استخوانهاى ( مفاصل ) شخص تب كرده از ساير اندامان گرمشدهء تن گرمترند . 3 - در لمس كردن و معاينه كردن با دست خستگى و پيامدهاى خستگى را مشاهده مىكنى . 4 - بدن بيمار خشك است . 5 - اگر اندازهء خستگى كه سبب تب شده است بسيار زياد از حد نباشد و تب از خستگى ميانگين سرچشمه داشته باشد و اگر گرماى خشكاننده چيرگى نيافته باشد و همچنين اگر سرماى مانع عرق كردن در ميان نباشد ، ممكن است جسم بيمار تبكرده در مراحل پايانى نمناك شود . 6 - اگر خستگى كه سبب تب شده است ، بسيار و از اندازهء متوقع بيشتر باشد ، كمتر رخ مىدهد كه بيمار در مراحل تب تنش نمين شود يا عرق كند . 7 - ممكن است ريه نيز اثرپذير شده باشد و بيمار سرفهء خشك بكند . 8 - نبض بيمار در حالت تب كوچك و ناتوان است و شايد كمى تمايل به سفتى و سختى داشته باشد .