أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

418

قانون ( فارسى )

در آن رخنه كند . براى منع مواد رطوبى بايد داروهاى خشكاننده و بازدارنده و چسبهايى را كه بعدا ذكر مىكنيم به‌كارگيرى . اگر زخم در ژرفا قرار دارد ، باز اكثرا از بستن به هم مىآيد و نيازى به برآوردن و لخت كردن آن نيست . و اگر ممكن باشد كه كشف و ديده شود و زيانى رخ ندهد بهتر است . البته اين آشكار كردن وقتى لازم است كه از بستن زخم - به‌طورى كه ما توضيح مىدهيم - بهره‌اى حاصل نشود ، بويژه اگر ته زخم از اثر باندپيچى و بستن تأثيرپذير نباشد و درد و ناتوانى اندام - كه از زخم پيدا شده است - مواد ناباب را در خود بپذيرد ؛ كه اين حالات را نيز در بحث از قرحه‌ها شرح مىدهيم . اگر ديدى كه اثر بستن زخم به ته زخم نمىرسد ، يا حالت زخم طورى است كه راه ريختن مادهء ورم در آن نيست ، يا در جاى زخمى استخوانى هست ، يا زخم از زخمى بودن پا فراتر نهاده و ناسور گشته و مادهء رطوبى به حد زياد در آن جمع شده است ، در اين حالات شبيه قرحه و بلكه قرحه مىگردد و بايستى زخم را رو كنى و به معالجه‌اش بپردازى . بايد در حال و اثناى رو كردن زخم پنبه يا چيزى همانند پنبه را بر دهانهء زخم بگذارى كه پياپى رطوبت تراويده از دهانه را برچيند . دانشمندى مىفرمايد : « اگر خواستى كه زخم برهم آيد و به هم بچسبد و جوش داده شود ، بايد چنانش ببندى كه هر دو لبهء زخم درست به هم آيد . اما اگر مىخواهى گوشت درست در زخم برويد ، بستن به اين نحو را نمىخواهد . تنها در دو حالت بستن زخم لازم است : 1 - زخم را ببندى كه بر آن فشار آيد و چرك و كثافت را از دهانه بيرون دهد . 2 - وقتى دارو بر زخم مىگذارى آن را مىبندى تا دارو را بر زخم نگهدارد . » همو فرمايد : « دقت كن و جايى براى دهانهء زخم پيدا كن كه هميشه چرك و كثافت داخل زخم از آنجا برجهد و فرو ريزد . دهانه‌اى آن‌چنانى را وسيله نك نشتر به وجود بياور يا اينكه شكلى چنان به حالت زخم بده كه از دهانهء معينى هربار چرك و كثافت زخم فرو ريزد . من خودم اين كار را كردم ؛ كسى زخم بزرگى داشت ته زخم به زانو رسيده بود و دهانهء زخم در ران بود . بدون اينكه دهانهء ديگرى در زخم ايجاد كنم ، اندام زخم‌زده را طورى قرار دادم كه زخم سروته شود . يعنى ران بيمار را كه دهانهء زخم در آن بود بلند كردم و زانو را در پايين ران قرار دادم كه ته زخم در پايين واقع شد و دهانه در بالا جاى گرفت . همچنين بازو ، كف دست و غيره را آويزان كردم به‌طورى كه هميشه دهانهء زخم پايين باشد . و در نتيجه زخم را شفا دادم . » تا اينجا روايت از فرمايش آن دانشمند بود . ما نيز در اين باره سخنى داريم و مىگوييم : ممكن است زخم در جايى پيدا شود كه ناچار از بريدن و دور انداختن اندام زخمى شويم و بالا و پايين بردن آن كارى انجام ندهد . اگر از زخم گوشت زياد قطع شده است ، تنها داروهاى خشكاننده و بازدارندهء مادهء ورم كافى نيست و بلكه ممكن است زيان داشته باشد ؛ بايد داروهاى رويانندهء گوشت به كار برى كه تلافى از دست رفته را بكند .