أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
410
قانون ( فارسى )
به خود مىگيرد . آن وقت است كه سزاوار دارو بودن است . سلاخهاى كه طول و تفصيلش ذكر شد ، داروى سلاخهء بزرگ بود . داروى سلاخهء كوچك هم هست كه آن هم در معالجات بيماريها همان كار پدرش يعنى سلاخهء بزرگ را پيشه كرده است . تركيباتش به قرار زير است : نسخه : سلاخهء تصفيه شده و پاكيزه يك جزء ، كور « 1 » چهار جزء . كور را بكوب و با آن يك جزء سلاخه مخلوط كن و به اندازهء هر دو عسل و به اندازهء هر پنج جزء سلاخه و كور ، شكر و به اندازهء نصف عسل ، روغن گاوى بياور و همه را درهم مخلوط كن و در شيشه بگذار و نگهدار ! بيمار به وزن يك مثقال از آن با شير گاو در حالت ولرم بخورد . داروى تركيبى ديگر كه در علاج جذام مفيد است . نسخه : هليلهء سياه خوب و برگزيده ، هليلهء زرد خوب و برگزيده و زنجبيل از هريك يازده درهم ، ننه حوا پنج درهم ، صمغ انگدان خوب سه درهم ، مويز خوب و برگزيده دو كيلو و هشت صد و دوازده گرم و نيم ( نيم كلوك ) ، با يك هزار و هشتاد مثقال آب همه بر آتش بپزند تا يك سوم از آب مىماند . آنگاه بفشرند و بپالايند و عسل به اندازهء كافى بر پاليده بيفزايند . بيمار جذامى نود مثقال از آن بخورد و بىدرنگ بدن را با روغن گاوى چرب كند و زير آفتاب بنشيند تا عرق مىكند . و اگر مىتواند هفتاد قدم پياده راه برود . سپس خود را بغلتاند گاهى بر پهلوى راست ، گاهى بر پهلوى چپ ، گاهى بر شكم و گاه بر پشت دراز بكشد . غذايش تا هفت روز نان و عسل باشد امّا بايد كمتر از حال عادى بخورد . در اين هفت روز هر روز دوا را تازه به تازه به وى بدهند نه اينكه كهنه شود . داروى تركيبى زير براى بر بدن ماليدن جذامى داروى خوبى است . نسخه : مار سياه پوستهانداز را بگير و سرش را قطع كن و در ديگ انداز ! به وزن پنجاه و شش مثقال سركهء غليظ و تند را در ديگ بر سر لاش مار بريز ! آب هفت مثقال ، گياه خلال دندان كه نخشكيده و سبز باشد و بيخ گياه فيلگوش از هريك به وزن چهارده مثقال . همه را يك جا در ديگ بريز و بر آتش نرم و آهسته بگذار كمكم بپزد تا مىبينى كه گوشت مار به كلى از هم پاشيده است . وسيلهء بيزن پارچهاى آن را بپالاى و استخوانها را از گوشت جدا كن ! باقىمانده را در ظرف شيشه بريز و نگهدار . هرگاه خواستى دارو را بر جذامى استعمال كنى وادارش كن كه
--> ( 1 ) - كور : موم از عسل گرفتهء نگداخته . كور مقل ازرق را مقل هندى هم گويند - م .