أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
393
قانون ( فارسى )
تندمزه و تندمزاج را استعمال مكن كه اندام را به تشويش نيندازد و از آن نگريزد . اگر در چنين حالتى خواستى داروى تحليلبرندهء باد ورمزا را به كار ببرى ، چيزى از مسكن درد را با آن مخلوط كن ! مثلا : شراب سيكى ( ميپخته ) را با روغن زيتون خوب به هم زن و پشم سنگل ميشى در آن فرو كن و بر ورم بگذار ! و اگر با ورم تا اندازهاى - و لو كمحرارت بود - پشم سنگل ميشى را در روغن گل خيس كن و بر ورم بگذار ! يا سنگل ميشى را در روغن گل بينداز تا روغن از آن تأثيرپذير گردد ، سپس روغن را بر ورم بگذار ! اما هركدام از اين داروهاى همراه روغن و روغن كشيده را اگر استعمال كردى بايد روغن را به حالت ولرمى كه به گرمى نزديكتر باشد بر ورم بگذارى و نگذارى ورم سرما بخورد . سرما براى اين حالت از ورم زيانرسان است . اگر در ابتداى پيدايش ورم درد احساس شد ، روغنهايى را استعمال كن كه مسكن درد هستند و همراه داروهايى باشند كه در سرآغاز بهوجود آمدن ورم آن را بازمىدارند ، مثلا : روغن بنفشه و روغن گل را با مقدارى روغن شبت استعمال كن ! اگر ديدى كه درد كمى تسكين يافت ، داروى تحليلبرندهء قوىتر استعمال كن ! مثلا : بورهء قرمز و سركه ، بعد از آن خاكستر آب و بعد از آن مرهم تحليلبرنده از نوع همان مرهم مذكور كه عبارت از مرهم ساخته شده از حسل و موم و روغن شبت است . فصل دهم عرق مدينهاى منظور از اين كلمه عرقى نيست كه بر بدن انسان بهطور طبيعى مىآيد ، بلكه منظور از اين اسم اصلا عرق نيست ؛ جوشهايى است كه بر پوست بدن ظاهر مىشوند ، تاول پرآب مىگردند ، بعدا سوراخ مىشوند و مايعى از آنها مىتراود كه سرخرنگ مايل به سياه است . دراز و درازتر مىشود و احساس حركتى از آن دست مىدهد تو گويى كرم در زير پوست مىلولد . حتى بعضى از طبيبان چنين رأى دادهاند كه در حقيقت جانورى در زير پوست توليد شده است . و برخى ديگر پندارند كه شاخهاى از پرزهرگ فاسد شده و ستبر گشته است . اكثرا اين جوش - كه عرق مدينهاى نام دارد - در دو ساق پا پديد مىآيد و من خود ديدهام كه بر هر دو دست و بر پهلو نيز آمده است . كودكان اكثرا چنين جوشى در پهلوهايشان پيدا مىشود . اگر اين كرممانندهء عجيب را بكشند و بريده شود ، بلاى بزرگى روى مىدهد . اگر آن را بكشند و قطع هم نشود ، باز درد احساس مىشود و تا مدتى درد باقى مىماند . جالينوس مىفرمايد : « نمىتوانم راجع به اين جوش كذايى رأى قاطع بدهم و علاجى را سفارش كنم ؛ زيرا من هرگز چنين جوشى را نديدهام . امّا به عقيدهام سبب چنين جوشى خون گرم سودايى يا بلغم سوخته است كه با خشكمزاجى شدت مىيابد . » شايد نظر جالينوس در اين باره صحيح باشد . و شايد از اثر نوشيدن نوعى آب يا خوردن