أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
394
قانون ( فارسى )
نوعى از سبزيجات كه خاصيت توليد اين حالت را دارند چنين جوشى بهوجود آيد . اكثرا از اثر خوردن غذاى خشك و خشكاننده اين بيمارى پديد مىآيد . تا مادهء مولد جوش كذائى در بدن تند و شديدتر باشد ، درد ناشى از آن شدت بيشترى دارد . گاهى ديده مىشود كه بر بدن يك انسان تقريبا چهل تا پنجاه تا از اين جوشها برمىآيد . اين نوع از جوش در بدنهاى مرطوب كمتر ديده مىشود ؛ كسانى كه زياد خود را مىشويند و زياد به حمام مىروند و كسانى كه غذاى تر و ترىبخش مىخورند و كسانى كه شراب نه زياد و نه بسيار كم ( در اندازهء لازم ) مىخورند كمتر به اين نوع از جوش مبتلا مىشوند . - چرا نامش را عرق مدينهاى گذاشتهاند ؟ - زيرا اهل شهر مدينهء حجاز بسيار به اين نوع جوش مبتلا مىشوند و ناچار اسمش عرق جسم مدينه اينها شده است . همين نوع از جوش در خوزستان و غير خوزستان نيز ديده مىشود . در مصر و جاهاى ديگر نيز بسيار است . علاج عرق مدينهاى در مناطقى كه اين بيمارى در آن بهوجود مىآيد ، بايد پرهيز نگهدارند و غذا را ضد غذاهاى توليدكنندهء خشكى مزاج برگزينند و بر ضد سبب بيمارى عمل كنند . اين ضد بيمارى عمل كردن عبارت است از : 1 - برحسب جاى جوش درآورده ، خون از شاهرگ دست يا از صافن كشيده شود . و وسيلهء داروهايى مانند : شربت هليلهء سياه ، هليلهء زرد ، آبپز سس صغير ، حب ساخته شده از صمغ صنوبر - كه ويژگى دارد - و معجون هليلهاى كه با سنا و شاهتره سازند ، خون بدن را تصفيه كنند . 2 - با غذاهاى رطوبتبخش به بدن ، زياد آبتنى كردن ، و هرچه بدن را رطوبت بخشد - كه شناسايى شدهاند - بدن را مرطوب گردانند . همينكه براى اولين بار جوش كذايى سر برآورد ، بايد اندام جوشزده را وسيلهء داروهاى گذاشتنى سردىبخش و رطوبتبخش از قبيل : افشرههاى سردمزاج ذكر شده و معلوم با هر دو نوع از صندل و كافور ، معالجه كرد ؛ كه حتما مصرف اين داروهاى گذاشتنى بايد بعد از پاكسازى بدن باشند . زالو بر جاى جوشزده گذاشتن نيز به معالجه كمك مىكند . داروهاى ماليدنى خوب نيز هستند كه از قرار زيرند : الوا ، صندل و كافور درهم سرشته شوند و بر جاى جوشزده مالند . مرّ ، اسفرزه و شير حيوانى باهم مخلوط شوند و بر جاى جوشزده مالند . اگر بيمار از اين داروها خوب نشد و جوش برنگشت و شروع به تاول زدن كرد ، شايد داروى آتى علاج خوبى باشد .