أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

307

قانون ( فارسى )

است ، اگر مادهء به وجودآورندهء بيمارى از مواد اصلاح‌پذير باشد ، در اواخر مدت بحرانى حساب شده ، بيمار به طرف خوبى و بهبود به‌طور آشكار تغيير حالت مىدهد . امّا اگر مادهء سبب بيمارى بد باشد و حال بيمار نيز بد باشد ، وقتى كه مدت سزاوار بحران شروع مىشود از بدى ماده و حال بيمار پيداست و در پايانهاى اين مدت حال بيمار از بد به بدتر مىانجامد . تا اينجا بحث ما راجع به بحران بيماريهاى بود كه نوع بيمارى در شرف بحران نزديك و چند روزه است و مدت بحران از مدت روزهاى تابيدن مهتاب نمىگذرد . امّا براى در نظر گرفتن و پيش‌بينى كردن روز بحران در بيماريهاى طولانى و بيماريهايى كه از يك ماه بيشتر طول مىكشند ، بعضىها حسابها را از مسير و دورهء خورشيد استنباط مىكنند و برآورد و تجزيه و تحليلهايى دارند كه انسان را به شك مىاندازد و در آن جاى ايراد گرفتن باقى است . در هر حال اين ريزه‌كاريها و دقت در سير و مسير خورشيد و ماه براى طبيب فايده‌اى در بر ندارد . اين نوع از فلسفه‌بافيها كار دانشمندان طبيعى است . بر طبيب همين قدر لازم است كه آزمايشهاى خود را به كار برد و از آزمونهاى بسيار پژوهشگران در طب و حالات بيماران استفاده كند . نبايد خود را به كارى مشغول كند كه از كار معالجه و چيزهاى مهم راجع به معالجه غافل گردد . بر طبيب همين‌قدر لازم است بداند نوع بيماريى كه او معالجه‌اش مىكند چيست و چه معالجه‌اى مىخواهد . امّا حساب روز بحران را از شمس و قمر كسب كردن هيچ به وى مربوط نيست . طبيب بايد خودش از تجاربى كه بر او گذشته يا از ديگر اطباء دريافت كرده و فهميده است ، حالت بيمارى و سير بيمارى را به دقت بررسى كند و روز بحران را بر حسابهاى آزموده پيش‌بينى كند . اين را نيز بدان ! كه بسيارى از اين حسابگران ماه و خورشيدى هميشه چيزى را با حسابهاى خودشان وفق مىدهند كه حتما در نتيجه با روز مناسب بحران وفق داشته باشد ، مثلا به گونه‌اى چهار چهار يا هفت هفت را حساب مىكنند كه درست با روز مناسب بحران بيمارى همزمان شود . يعنى اگر كوتاه آمد كشش مىدهند و اگر بلندتر از آب درآمد طورى سر و ته آن را به هم مىآورند . حال براى نمونه سه مدت مناسب و سزاوار بحران را مىآورم كه عبارت از روز چهارم بيمارى است كه چهار را در يك يا در دو يا سه و يا بيشتر ضرب مىكنند ؛ زيرا زمان بحران ، چهارم روز يا چندمين چهار روز بحران كامل است . همچنين در به وجود آوردن روز هفتم - كه آن هم روز بحران خوب است - سعى مىكنند كه اگر در روز هفتم نباشد آن را به روزهايى واگذار كنند كه قابل تقسيم بر هفت باشد و يا تقريبا كمى از آن كوتاه‌تر يا درازتر باشد و كوتاه را كش دهند و دراز را كوتاه كنند . روز بيستم براى بحران - كه آن هم از روزهاى مناسب براى بحران است - از هر دو مدت بحران نامبرده يعنى از چهار چهارها و هفت هفتها كامل‌تر و بىدردسرتر است و با دستكارى