أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

277

قانون ( فارسى )

نمىآيد ، دستورات بقراط را به كار گير كه مىفرمايد : « براى كمك كردن به بيمار كه خون از بينى بريزد ، آب سرد بر سرش بريز و سپس وسيلهء چيزى كه با آب گرم گرم شده و گرمىرسان است سرش را بپيچ ! » اگر خون‌ريزى بينى از حد لازم گذشت و بسيار زياد بود و خواستى بند آيد ، آب سرد بر سر بيمار بريز و حجامت بر اطراف دنده‌هاى رو به شكم و بر طرفى بگذار كه در طرف سوراخ خون‌ريز واقع شده است . اگر خونريزى از آن سوراخ بينى مىآيد كه در طرف ورم‌زده يا دردمند بيمار است خوب و اميدواركننده است و نيز اگر خون از سوراخى مىريزد كه در برابر نيمهء دردمند نيست باز هم خوب است ، امّا نه به آن خوبى حالت اوّل . در بيماريهاى ناشى از ورم درونى بهترين حالت بحران خون‌دماغى آن است كه ناشى از ورمى باشد كه در بالاتر از ناف قرار دارد . 8 - اگر ورم بلغمى سبب بيمارى سخت شده است ، بحران بيمار با خون‌دماغ باشد خوب است . 9 - اگر ورم منشأ بيمارى شروع به متحجر شدن كرد و طول كشيد ، توقع نداشته باش كه بحران با خون‌ريزى بينى باشد چنين ورمى ممكن است چركين شود و بتركد . و نيز بحران با خونريزى دماغ و غيره را ندارد . 10 - اگر بيمارى ناشى از اثرات ورم سرد در مغز باشد ، جاى توقع نيست كه بحران با خون دماغ باشد . نشان از چگونگى خون‌دماغ 1 - اگر در اثناى بيمارى سخت ، خونريزى بينى پديد آيد و خون بسيار كم باشد خوب نيست . 2 - اگر خونى كه در اثناى بيمارى سخت از بينى ريزش مىكند به رنگ سياه باشد بسيار بد است . 3 - اگر خونى كه در اثناى بيمارى سخت از بينى مىآيد سرخ روشن باشد ، كمتر اتفاق مىافتد كه بد باشد و بهره نرساند . 4 - اگر بيمار در روز چهارم بيمارى به خونريزى بينى مبتلا شد ، نشان آن است كه بحران بيمارى با دشوارى روبرو است . 5 - مفيدترين خون‌دماغى كه ممكن است در اثناى بيمارى بيايد خون‌دماغى است كه در روزهاى فرد رخ دهد ، كه سابقا نيز بدان اشاره كرديم . نشان از عطسه 1 - اگر بيمار در مرحلهء سوم شدت بيمارى - كه دوران نهائى است - عطسه كند خوب است و به نفع او است .