أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
266
قانون ( فارسى )
نشان از صدا و خاموشى 1 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، صدايش طبيعى و بدون خلل است نويد خوبى حالت بيمار است . 2 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخن گفتنش طبيعى است و درهم برهمى ندارد ، خوب و اميدواركننده است . 3 - اگر حال برعكس دو حالت مذكور باشد ، يعنى صدا و سخن گفتن غير طبيعى باشد خوب نيست . 4 - اگر بيمار در اثناى بيمارى به مدت طولانى خاموش است و حرف نمىزند اكثرا از سببهاى زير است : الف - بيمارى وسواس بر او تاخته است . ب - ماهيچههاى زبان و حنجره سست شدهاند . ج - حالت تشنجى زبان و حنجره را دربرگرفته است . د - نيروى تخيل و تفكر را - كه شالوده و منشأ سخن گفتن است - از دست داده است . 5 - اگر در اثناى بحران بيمار مىتواند حرف بزند نشان از خوبى دارد . روى هم رفته خاموش شدن بيمارى كه عادت به سخن گفتن طبيعى دارد در اثناى بيمارى نشان از وسواس يا يكى از سببهاى ديگر دارد كه ذكر كرديم . 6 - اگر بيمار كسى است كه عادتا انسانى كمحرف بوده و در اثناى بيمارى بسيار وراجى مىكند ، مقدمهايست كه به پرتوپلاگويى و پارسنگ برداشتن عقل بينجامد . نشان از هوش 1 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، پرتوپلا گفت ، بسيار حركت كرد ، تپش در سر احساس كرد و پرههاى بينى تپيدند ، بسيار جاى نگرانى نيست . 2 - اگر در اثناى بيمارى هذيان و پرتوپلا مىگويد و بىحركت و آرام و باوقار مىنمايد ، ممكن است به مرگش بينجامد . نشان از حركات 1 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، حركتهاى غير طبيعى زياد و دلهره دارد ، خوب نيست و دليلش آن است كه بخار زياد به سوى سر بالا رفته است . 2 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، هميشه تكان به خود مىدهد كه برخيزد و بنشيند ، دليل بر بدحالى بيمار است و سببش درهم شدن عقل يا تنگنفسى و حالت خفگى و ذات الريه است . و اگر اين كوشش بىجا براى برخواستن و نشستن سببش از تنگنفسى و خفگى باشد - كه اكثرا چنين است - نشانى بسيار بدى است . هرچند اگر سببش غير خناق و تنگنفسى و درهم شدن عقل باشد ، باز علامت بدحالى بيمار است .