أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
262
قانون ( فارسى )
دراز كشيدنى را نمىتواند و فقط مىخواهد بنشيند ، دليل بدحالى بيمار است . اكثرا اين اشتهاى نشستن سببش ورم و آسيبهايى است كه اندامان تنفسى را در بر گرفتهاند . وقتى كه دراز مىكشد نفسش به زحمت مىافتد و از نفس كشيدن رنج مىبرد . اين حالات اندامان تنفسى را كه چگونه آسيبى ببينند ، چه نتايجى مىبخشد ، سابقا ياد گرفتهاى ! اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، نمىخواهد با مردم روبرو شود و هميشه رو به ديوار مىكند دليل بدحالى او است . اين حالت دورى جستن از مردم و رو به ديوار كردن يا دليل عقل درهم شدن و پارسنگ برداشتن است يا اينكه دردى در شكم دارد و گاهى كه بر شكم مىخوابد آسوده مىشود . اگر بيمارى در اثناى بيمارى سخت مىخواهد بر شكم بخوابد و سابقا در زمان سلامت اين عادت را نداشته است ، دليل خوبى بيمار نيست . دراز كشيدن تر خوب است ؛ منظور از دراز كشيدن تر آن است كه بيمار مفاصل و بند استخوانهايش به سرعت نرمشپذير باشند و به سرعت برهم آيند . نشانيها از پوست 1 - اگر كسى كه به بيمارى سخت مبتلا است در اثناى بيمارى پوستش بخشكد يعنى پوستش به حالتى درآيد كه اگر چيزى از آن را بكشى و رها كنى به جاى خود برنگردد ، اين نويد خوبى حالت بيمار نيست . 2 - اگر بيمار در اثناى حالت بيمارى سخت ، بخار گرم از پوستش خارج شد و نفسش سرد شد ، فاتحهاش را بخوان ! در اين باره پيشينيان گويند : هرگاه بخار گرم از پوست خارج شد و نفس سرد گشت معلوم است كه حرارت سرشتى قلب به كلى از بين رفته است . نشانى از شكم و اطراف آن 1 - اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت شكمش باد كرد و كمتر خوراك را هضم كرد و در عين حال اسهال بود . نشانى مرگ بيمار است ؛ بويژه اگر با بادكردگى شكم و اسهال ، جوش پهن بدرنگ ( زرد و سياه مخلوط و مات ) بر شكم پيدا شد دليل حتمى مرگ بيمار است . 2 - اگر در اطراف شكم بيمار در زير دندههاى نزديك شكم ، طرفى از شكم برجسته و طرفى پستتر نمودار شد و كشيدگى در شكم بود ، نشان بدحالى بيمار است . 3 - اگر هر دو طرف شكم در زير دندههاى برجسته ديده شدند و وسطهاى شكم پستتر بود ، باز همان حكم طرفى برجسته و طرفى خوابيده را دارد و نويد شادىبخش نيست . 4 - اگر شكم بيمار در اثناى بيمارى در زير دست طبيب نرمتر از طبيعى باشد يا سختتر از آنكه متوقع است باشد نشان از خوبى ندارند . 5 - اگر پردهء نازك پوشش بالائى ( مراق ) آماسيد و اين ورم از باد نبود و احساس مىشد كه نوعى خشكيدگى بر مراق روى آورده است ، بدان ! كه ورم در مراق نيست بلكه ورم در جايى