أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
261
قانون ( فارسى )
دارند : 1 - خلطهاى پرمايه و غليظ در اندازهء زياد در درون انسان جمع آمدهاند . 2 - خلط بسيار كم و از حالت طبيعى بسيار كمتر در درون هست كه در نتيجه بدن خشك شده است . 3 - ماهيچههاى تن به منتهى درجهء ناتوانى رسيدهاند . اين مسألهء سستى بدن و ناتوان شدن ماهيچههاى بدن و رنج ديدن از بر پشت خوابيدن ، هيچ دخلى به درشتى و لاغرى تن ندارد . چنان كه بعضى اظهارنظر كردهاند . بسيار رخ مىدهد كه احشا و قسمت درونى بيمار پر از مواد رطوبى است و بدن بيمار لاغر است ، و بسيار رخ مىدهد كه ماهيچههاى بدن ناتوانند و بدن چاق و گوشتالو است . تو بايد نشانيها و سببها را در جاى ديگر كه سابقا شرح دادهايم بررسى كنى و الگو قرار دهى . دراز كشيدن بيمار اگر بيمار در حالت ابتلا به بيمارى سخت بر بستر بيمارى دراز مىكشد ، و اين دراز كشيدن عادى و طبيعى نبوده بلكه غير عادى و درهم برهم باشد ، نشان از بدحالى بيمار است ؛ بويژه اگر بيمار كمكم از بستر كنار مىكشد و خود را مىلغزاند و تا خواستى او را درست بخوابانى و حالت خوابيدنش خوب شود باز بر پشت برمىگردد و مىخواهد بر پشت بخوابد و مىخواهد دست و پاها و اطراف جانبى بدن را از سرانداز بيرون آورد و دست و پاها را بهطور غير طبيعى بر زمين مىگذارد بدون اينكه احساس حرارت زياد كند ، سبب اين پريشانكارى افسردگى زياد بيمار از اثر بيمارى است . امّا بايد در اينجا حالت بيمار را به دقت بررسى كنى كه ممكن است بيمار انسانى پرگوشت و سنگين بدن باشد و به زودى سست شود و وقتى سلامت بوده و هنوز بيمار نشده است هر وقت مىخواسته در اين حالت - كه در بيمارى ناپسند است - بخوابد و به اين روش عادت كرده باشد ، در اين حالت جاى نگرانى نيست . يا دردى در بدن دارد اگر بر پشت دراز نكشد نمىتواند ، و در اين حالت نيز نبايد بدخوابى را حمل بر خطر بيمارى كرد . روى هم رفته هر نوع دراز كشيدن ، بر پهلو خوابيدن ، بر پشت خوابيدن ، در حالت خوابيدن هر ژست غير طبيعى و غير عادى را گرفتن ، اگر سابقا در زمان بهبودى بيمار بدان عادت نداشته و در اثناى بيمارى انجام مىدهد ، نشانى بدحالى بيمار است . اين را نيز بدان ! بيمارى كه در اثناى بيمارى سخت ، مىخواهد فقط بر پشت بخوابد چندين سبب احتمالى دارد . كه از اين قرارند : 1 - خلطهاى زياد در درون و احشا دارد . 2 - خشكمزاجى بر او روى آورده و خلطهاى داخل بدن تحليل رفته و ماهيچههاى بدن ناتوان شدهاند . 3 - ماهيچههاى بدن بيمار نه از اثر بيمارى بلكه از سببهاى ديگر ناتوان شدهاند . اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، نمىتواند بر پهلو يا بر پشت بخوابد يا اصلا هيچ نوع