أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

241

قانون ( فارسى )

بيرون نيايد ، با اسهال مخلوط مىشود . 15 - كمتر اتفاق مىافتد بيمارى كه ادرارش زياد است و زياد عرق مىكند ، حالت بحران بيماريش با اسهال باشد . بحران از راه زهدان اگر بيمار زن است . و قبل از بحران نشانيهايى از حالات بحرانى يادشده نبود ، به اسهال مبتلا نشد امّا احساس سنگينى در زهدان مىكرد ، احساس كشيدگى ، سنگينى و درد در كمر داشت ، بدان كه بحران با ريزش خون حيض همراه است و بدان خاتمه مىيابد . بحران از راه خونريزى رگهاى مقعد اگر نشانيهاى ياد شده موجود نبودند ، مادهء مدفوعى حكايت از مادهء خونى در اطراف مقعد داشت ، سنگينى در اطراف مقعد احساس مىشد . و اگر نبض بيمار بزرگ و تمايل به نيرومندى داشت ، معلوم مىشود كه بحران بيمارى با باز شدن و خونريزى رگهاى وابسته به مقعد همراه است . فصل دوم بحران انتقالى در بحث راجع به بحران كه در اوايل فصل اول آمد ، راجع به بحران كامل و بحران انتقالى شرحى داديم و گفتيم كه ممكن است بحران يكباره از بين نرود امّا از مركزى كه دارد دور شود و در اطراف بدن جمع آيد كه اگر بقايايش كاملا پاكسازى نشود نبايد از سلامت هميشگى بيمار اطمينان خاطر داشت . اينك در اين فصل چگونگى تغييرات و حالت انتقال بحران را شرح مىدهيم . نشانيهاى بحران انتقالى از قرار زيرند كه مىتوان از راه آنها بحران انتقالى را پيش‌بينى كرد : 1 - تب و احساس حرارت شديد باشد و آزار بيمار از تب تا مدتى كه تب هست ثابت بماند . 2 - هيچ نوع تخليه و پاكسازى اعم از ادرار ، مدفوع ، خون تف كردن و عرق ريختن به حد زياد پيدا نشوند . 3 - با اينكه نيروى بدنى بيمار خوب و بر مرام است و نبضش طبيعى است و بويژه اگر نوع بيمارى از انواع بىخطر باشد ، با اين حالت نشانى از پخته شدن مادهء بيمارى در دست نباشد ، با پختگى و رسائى ماده بسيار به تأخير مىافتد يا اصلا پخته و رسا نمىشود . - چگونه بدانيم كه بقيهء مادهء بركنده شده از مركز و رانده شده به كجاى بدن انتقال يافته است ؟