أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
240
قانون ( فارسى )
بحث از خروج مادهء بيمارى همراه مدفوع ذكر شده است . اين را نيز بدان ! كه اگر بيمار قبل از رسيدن به حالت بحرانى ادرار زياد در مثانهاش جمع آمد و شكمش كمتر كار كرد و در اين اوقات عرق كم داشت ، يا معمولا بيمار كم عرق مىكرده و اندامانش طورى شكل گرفتهاند كه عرق كمتر بر آنها روى مىآورد ، رويهء بدن سفت است و بويژه اگر وقت زمستان باشد توقع داشته باش كه بحران با ادرار بيمار خاتمه يابد ؛ كه نه با مدفوع همراه مىشود و نه با عرق كردن . نشانيهاى بحران مدفوعى نشانيهاى پيشدرآمد بحران بيمارى كه با اسهال بيمار شروع كند و خاتمه يابد از قرار زير است : 1 - در بررسى مدفوع بيمار معلوم شود كه مادهء خلط خونى موجود نيست . 2 - مدفوع بيمار با اينكه نشانى از مادهء خونى ندارد در اندازه زياد است . 3 - بند آمدن بول كه مىخواهد بشاشد و نمىتواند . 4 - درد پيچش شكم در سراسر شكم حس مىشود . 5 - احساس سنگينى در قسمت پايين شكم و نبودن نشانيهاى قى كردن . 6 - قرقر شكم به حدى كه قرقر در اطراف پشت نيز احساس شود . 7 - بادكردگى لوله رگهاى بولريز . 8 - قبل از سر رسيدن بحران ، رنگى شدن مدفوع بيش از رنگى كه عادتا داشته است . 9 - پايينهاى نزديك سردندههاى رو به شكم برجسته شوند و بالا روند . 10 - از قرقر شكم پشت به درد آيد ؛ كه ممكن است اين نوع از قرقر كه پشت را به درد مىآورد از باد باشد . 11 - گاهى ممكن است بيمار ادرار زياد كند و بر خلاف دليلهايى باشد كه براى بحران از راه مدفوع ذكر شدند . اين حالت به بيمارانى بيشتر ويژگى دارد كه معمولا يبوست دارند و شكمشان در لمس كردن سخت و كوچكتر از حالت طبيعى است و بويژه اگر هوا هم سرد باشد . 12 - نبض بيمار كوچك است و نيرومند ، اما سخت و سفت نيست كوچكى نبض از پايين رفتن نبض است كه در ژرفاتر از حالت طبيعى مىزند . 13 - شايد يكى از دلايل بحران اسهالى را بتوان از عادات سابق بيمار كسب كرد ، كه قبل از بيمارى كمتر رخ داده خون دماغ داشته باشد ، كمتر عرق كرده است و زياد مدفوع بيرون داده و بيشتر از حالت طبيعى به قضاى حاجت رفته است . بويژه اگر عادت به خوردن آب سرد زياد نيز داشته باشد . 14 - گويند اگر بيمار تب يك روز در ميان دارد و حالت بحران را پشت سر گذاشت و بولش سفيد رنگ و كممايه شد ، نشان از اين دارد كه ممكن است با اسهالى چنان روبرو شود كه امكان پوسته انداختن درونى داشته باشد ؛ زيرا اگر مادهء مرارى ( زهرهاى ) با بول و غيره