أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

237

قانون ( فارسى )

رگهايى با نزديكيهاى بينى و رگهاى بينى همسايگى دارد ، هرچند با آنها پيوند داده نشده‌اند ، مىتواند در روىآورها با اندامان بالايى تن شريك و سهيم باشد . و اگر با اين حالت كشيدگى در كبد يا در طحال چيزهاى خيالى نخ‌مانندهء قرمز و درخشان ديد و رنگ رخسار بيمار بسيار قرمز شد يا چشم و بينى بيمار يا طرفى از بينى بيمار قرمز شد ، يكباره اشك از چشمش سرازير گشت ، نبضش بالا گرفت و موجى شد و به سرعت گسترش يافت ، بينى به خارش افتاد ، التهاب شديد سر بيمار را در بر گرفت و سردرد با احساس تپش در سر روى داد ، توقع داشته باش كه بحران با خون دماغ خاتمه يابد . بويژه اگر سن و عادات و مزاج بيمار و بقيهء نشانيها مساعد باشند دليل واضحى است كه مادهء بيمارى خونى است . امّا وقتى مىگوييم دليل واضح و آشكار است به اين معنى نيست كه خون دماغ فقط در بحران بيمارى به وجود آمده و از مادهء خونى است ؛ زيرا ممكن است مادهء بيمارىزا صفرا باشد و بحران بيمارى با خون دماغ خاتمه يابد كه در اين حالت نخ‌ماننده‌هايى كه وجود خارجى ندارند و پيش چشم مىآيند قرمزرنگ نيستند بلكه زردرنگ و آتشى رنگ درخشان هستند ؛ كه اكثرا اين حالت در بيمارى تب سوزان ناشى از مادهء خلط سودائى رخ مىدهد . از روى پديدار شدن شبحهاى نخ‌مانندهء درخشان و از خارش بينى مىتوان خونريزى بينى را تعيين كنى كه خون از كدام سوراخ بينى مىآيد . اگر شبحهاى خيالى درخشان نخ‌مانند در طرف راست ديده مىشوند و اگر طرف راست بينى مىخارد ، خون بحرانى از سوراخ راست بينى سرريز مىكند . اگر اين حالات به جاى طرف راست در طرف چپ احساس مىشوند ، خون از سوراخ چپ بينى مىآيد . و بالاخره اگر اشباح نخ مانندهء براق در هر دو طرف بينى و خارش در هر دو طرف بينى است ، معلوم است كه خون از هر دو سوراخ بينى مىجهد . اگر با پديد آمدن اين نشانيها بيمار در روز بحران بيمارى سرما خورده است ، اگر شكمش قبض باشد و اگر پوست بدنش تمايل به خشكيدگى داشته باشد ، در تحقيق اين پيش‌بينى كه بحران با خون دماغ همراه مىباشد كمك مىكنند . گاهى ممكن است سن بيمار گزارشگر بحران همراه خون دماغ باشد ؛ زيرا اكثرا بيمارانى كه عمرشان پايين‌تر از سى سال است بحران بيماريشان با خون دماغ همراه است . گاهى سردرد بسيار شديد - شديدتر از آنچه پيامد قى بحرانى است كه همراه با درد و آزار ديگر باشد - حرارت التهابى و حالت تب نيز ممكن است نشان از بحران همراه خون دماغ داشته باشند . نشانيهاى ديگر غير از اينها كه گفتيم نيز هستند كه نويد خوبى بحران مىباشند و با وجود آنها هيچ دليلى بر بحرانى كه مرگ به دنبال داشته باشد وجود ندارد . وقتى كه اين نشانيهاى ذكر شده پيدا شدند ، توقع داشته باش كه بحران با خون دماغ شروع كرده و خاتمه يابد . پس بر طبيب معالج است كه به دقت نشانيها را زير نظر داشته باشد و از آنها استفاده كند و بحران را تشخيص دهد .