أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

231

قانون ( فارسى )

قبل يا روز قبل نشانيهايى از بحران - كه پيش قدم بحران هستند - پديدار مىشوند ؛ اين نشانيها روىهم‌رفته از اين قرارند : دلهره ، افسردگى ، حركات ناشى از پريشان‌خاطرى ، جابجا شدن و در يك جا آرام نگرفتن ، درهم شدن هوش و عقل ، سردرد ، درد گردن ، سرگيجه ، مبهوتى و سرگردانى ، چيزهايى پيش چشم آمدن كه وجود خارجى ندارند ، وزوز و صداهاى تند در گوش ، خارش در بينى ، متغير شدن پره‌هاى بينى و رخساره كه يك دفعه سرخ يا زرد رنگ مىشوند ، پريدن لبها ، پريدن پلكهاى چشم ، تشنگى ، تپيدن غير عادى قلب ، احساس درد در دهانهء معده ، تنگ‌نفسى و دشوارنفسى ناگاه آيند ، احساس سنگينى در سردنده‌هاى نزديك شكم و كش رفتن آنها ، درد در اطراف سردنده‌هاى نزديك شكم و احساس پرش در اطراف دنده‌هاى نزديك شكم ، احساس درد در پشت ، پريدن ماهيچه‌ها ، شكم‌پيچه ، قرقر شكم . گاهى ممكن است لرزش و تكان مقدمات تب روى دهد كه خبر از بحران را در آينده مىدهد ، تن بيمار تو گوئى از خستگى به درد آمده است و ممكن است نبض نيز تغيير يابد و نشان از بحران دهد . نشانيهاى خبردهنده از بحران شبانه شديدتر از نشانيهاى پيشاهنگ بحران در روز خودنمائى مىكنند . ممكن است موادى كه بايد از بدن تخليه شوند ، به سبب بحران بند آيند و از جريان بيفتند ؛ از قبيل : خون حيض يا بواسير و يا مادهء اسهالى - كه راه طبيعى ، جريان يافتن و بيرون آمدن آنها است - اما به سبب بحران وضع تغيير مىيابد ؛ در اين حالت بايد دانست كه حركت مواد ريختنى كه از راه طبيعى نمىآيند رو به سوى مخالف راه طبيعى دارند . - سبب چيست ؟ - سبب اين است مادهء به وجودآورندهء بيمارى ، روىآورهايى را برمىانگيزد و نشانيهايى را مىفرستد كه معنى آن به حركت درآمدن ماده است . - حال حركت ماده را دانستيم ، پس اختلاف وضع و جريان مواد از چيست ؟ - اختلاف از خود ماده يا جهت و طرف حركت ماده است كه به كدام سوى حركت كرده است . 1 - اگر سبب اختلاف خود ماده باشد ، تفصيل آن از اين قرار است : مثلا در مادهء بيمارى كه به حركت درآمده و رو به بالا رفته ، نشانيهايى از نوع بيمارى در دست است ، يا نشانيهايى از سن بيمار ، مزاج بيمار و غيره وجود دارد كه چنان مىنماياند كه مادهء بيمارى خلط خونى است ؛ پس بايد طبيب توقع داشته باشد كه بحران بيمارى با خون‌دماغ آيد . و اگر نشانيهاى بيمارى ناشى از مادهء صفرائى را گزارش دادند ، طبيب بايد اكثرا توقع داشته باشد كه شروع بحران با قى كردن و برآوردن از راه دهان باشد ، مگر اينكه نشانيهاى ديگرى باشد كه اين نوع از بيمارى بحرانش با خون‌دماغ است ؛ زيرا بسيار رخ مىدهد كه بيمار مادهء خلط صفرائى نيز بحرانش با خون‌دماغ باشد . در بحران بيمارى توليد شده از مادهء خلط صفرائى ، چيزهاى ناموجود به رنگ زرد و به رنگ آتش پيش چشم بيمار ظاهر مىشوند . اگر خون‌دماغ بحرانى بسيار شديد باشد و خون زياد و با فشار آيد ، ممكن است بيمارى پليد و ناجنس را كاملا ريشه‌كن كند و بيمار شفا يابد .