أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
232
قانون ( فارسى )
2 - اگر سبب اين مخالفت با روند طبيعى جهت مسير ماده باشد ، حالاتى جداگانه به شرح زير دارد : الف - در راه حركت خود به اندامان رئيسه و بسيار ارزنده و بر نزديكيهاى آنها در اندامان درونى حمله كرده است ، كه در اين صورت آسيبهايى رخ مىدهد و زيانهايى به اندامان مىرساند . مثلا شايد مغز آسيب بيند و درهم شدن هوش و سردرد و چيزهاى ديگر - كه ذكر كرديم و ارتباط مستقيم با سر و مغز دارند - رخ دهد . و اگر به سوى قلب آيد تپش غير طبيعى ، تنگنفسى و روىآورهايى كه با قلب و سينه ارتباط دارند - كه ذكر كرديم - پديد آيند . ب - يا ممكن است ماده به سوى بيرون رفتن از بدن به حركت درآمده باشد ، كه اين حركت براى بيرون شدن از بدن نيز دو حالت دارد . 1 - ماده از هر طرف بدون استثنا راه خروج را در پيش گرفته و از مركز خود دور افتاده است كه در اين حالت از تمام بدن سر برمىآورد و بحران با عرق كردن بيمار است . 2 - يا اينكه يك راه را دربرگرفته است و فقط از آن راه مىخواهد از بدن بيرون آيد ؛ حال چگونگى برگزيدن اين يك راه چند احتمال دارد : احتمال اوّل اينكه راهى را كه مىپيمايد ناگزير بايد بر اندامان رئيسى و بسيار ارزنده بگذرد ؛ كه مثلا اندامان رئيسى بالائى باشد كه بايد مادهء بيمارى از اطراف سينه و اندامان تنفسى و اطراف مغز گذر كند ، كه در اين حالت نيز روىآورهاى ناپسند و بدجنس ذكر شده ممكن است روى آورند ؛ البته اين در حالتى است كه راهپيمايى تا خارج و رويهء بدن ادامه نيابد و در اين جاهاى حساس گير كند . احتمال دوم - شايد راهى را در پيش گيرد كه بر اندامان دونپايهتر از اندامان بسيار ارزنده و رئيسه بگذرد ، مثلا در راه بيرون آمدن به قصد سر برآوردن از رويهء بدن - كه از بحران ناشى مىشود - بر دهانهء معده آيد ، كه در اين حالت ممكن است نشانى بحران قى كردن بيمار باشد . احتمال سوم اينكه اندام سر راه خروج مادهء بركنده شدهء بحرانى ، اندام رئيسى باشد امّا اندامى كه دربرگيرندهء غذاى تن است و به سرعت تباه و فاسد نمىشود . مثلا مادهء در راه خروج از بدن بر كبد بگذرد ؛ كه در اين حالت ماده از راه مثانه يا كيسهء زهره بيرون آيد . بهطور كلى در هر طرف از اطراف تن انسان جاى مخصوصى هست كه مادهء بيمارى به بحران رسيده از آنجا بيرون آيد : اگر به سوى معده است وسيلهء قى كردن به بيرون مىجهد . اگر رو به اطراف سر است به شكل خوندماغ و غيره بيرون آيد . اگر به كبد نزديك شده به صورت بول بيرون ريزد . اگر از راه رودهها قصد خروج داشته باشد ، با مواد مدفوع اسهالى به خارج مىرسد . اكنون كه اين حالتهاى مختلف را براى خروج مادهء توليدكنندهء بيمارى در حال بحران دانستيم ، مىتوان احتمالاتى به شرح زير را در نظر آورد : 1 - اگر توقع داشتى كه بحران خوب و نويدبخش آيد ، توقع آن را داشته باش كه مادهء بيمارىزا