أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

223

قانون ( فارسى )

گفتار اوّل بحران بيمارى ، نشانيهاى زمان بحران و نشانيهاى خوب و بد بيمارى كه به حالت بحران درمىآيد . فصل اوّل بحران چيست ؟ منظور از بحران حالتى در اثناى بيمارى است كه سرنوشت بيمار را تعيين مىكند و اگر كلمه را بيشتر توضيح دهيم بايد گفت حالت بحرانى ، ترازومانندى است كه يا به سوى بهبودى ميل مىكند يا به سوى بدحالى . هر حالت بحرانى نشانيهايى با خود دارد كه طبيب از روى آنها مىتواند حالت آيندهء بيمار را پيش‌بينى كند . مثالى را براى حالت بحرانى مىآوريم : بدن انسان به شهرى مىماند كه دشمن خارجى بر آن هجوم آورد . نيروى طبيعت سرشتى و خدادادى به فرمانرواى شهر مىماند كه بايد از شهر خود دفاع كند . ميان فرمانرواى شهر و دشمن مهاجم خارجى در اول بگومگو شروع مىشود و تا اندازه‌اى زد و خورد جانبى راه مىافتد ، اما هنوز بسيار جاى اهميت نيست و خطر دشمن شهر را تهديد نمىكند . اين زد و خورد سبك و جانبى و بگومگوها مرحلهء اوايل بيمارى است . ممكن است كار از مجادله و زدوخوردهاى كم‌اهميت به جنگ و كشتار شديد بينجامد ، كه در اين صورت نشانيهاى برد و باخت جنگ كم‌كم خودنمايى مىكنند . اين نشانيهاى نتيجهء جنگ و كشتار شديد در بدن ، خود را به صورت حالتى از هيجان ، گردآمدن ماده و تأثيرش ، ترس و فرياد بيمار و خونريزى در بيمار نشان مىدهند . در اين ميانه مدتى بسيار كوتاه وجود دارد كه انسان احساس نمىكند چند است و چگونه است ، تو گويى در يك آن رخ داده كه نتيجهء پيروزى يا شكست بدن در اين جنگ بروز مىكند . آنگاه يا فرمانرواى شهر بر دشمن چيره مىشود و يا دشمن اشغالگر خارجى غلبه مىيابد . حال اين شكست يا پيروزى - براى هركدام كه دست دهد - يا پيروزى و شكست كامل است و شهر از يكى از آن دو طرف تخليه مىشود ، يا اينكه شكست و پيروزى كامل نيست و شكست مثلا دشمن چنان است كه مىتواند دوباره صف‌آرايى كند و باز به شهر هجوم آورد و يا فرمانرواى شهر بعد از هزيمت دوباره به قصد