أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

224

قانون ( فارسى )

پاكسازى شهر خود از دشمن بر او هجوم مىآورد ، كه دوباره جنگ و درگيرى شروع مىشود . ممكن است اين جنگ و گريز چندين بار تكرار شود ، تا سرانجام يكى از دو لشكر مهاجم يا مدافع تار و مار گردد . همين مسأله را در مورد پيروزى فرمانرواى شهر قياس كن ! اگر مدافع شهر دشمن را از شهر بيرون براند ، يا چنان مىراند و هزيمت مىدهد كه دشمن به كلى تار و مار شود و يكى از آنها باقى نماند ، يا پيروزىاش ناقص است و هرچند لشكر دشمن شهر را تخليه كرده است ، اما در اطراف و اكناف شهر - كه نزديك به شهرند - باقى مانده‌اند و فرمانرواى پيروز شده دستش به اين حاشيه‌نشينها نرسيده و اطراف شهر هنوز در اشغال دشمن است . حال اگر حالت بحرانى خوب باشد و آن را اميدواركننده بدانيم ، بايد مثال بيرون راندن دشمن را از شهر در نظر گيريم و قياس كنيم . نيروى طبيعت ، مادهء آزاردهندهء سبب بيمارى را از جاهاى مهم و استراتژيكى شهر بدن - كه عبارت از قلب و ساير اندامان رئيسه و ارزنده است - و از اطراف و اكناف شهر بدن - كه عبارت از دست و پاها و اجزاء خارجى بدن است - هزيمت داده است و ديگر دشمن ياراى برگشتن ندارد . اين حالت را بحران قاطع و كار تمام‌كن گويند . يا اينكه نيروى طبيعت توانسته است آزار خلط مردم آزار را از مهم‌ترين و حساس‌ترين جاهاى بدن - كه قلب و اندامان رئيسه است - براند ، ليكن بر پاكسازى از اطراف دست نيافته است و دشمن در آنجا مانده و نيروى طبيعى براى پاكسازى آن - كه به وجود دشمن خاتمه دهد - در راه است . اين حالت دوم را بحران انتقالى نامند . هر حالتى از حالات بيمار يا از اين راه بحرانى خاتمه مىيابد يا از راه تحليل رفتن و گداختن مادهء بيمارىزا ، كه كم‌كم و به تدريج تحليل مىرود تا تمام مىشود . اين حالت تحليل رفتن كم‌كم و به تدريج ، اكثرا در بيماريهاى كهنه شده و پايدار و در بيماريهايى كه سببش خلط مزاج است رخ مىدهد ، كه مقدماتى از نشانيهاى ترسناك و حركتهاى سخت ندارد . هر نوع بيمارى كه بيمار را از كار و توان اندازد يكى از دو حالت زير را دارد : الف - يا در عنفوان حالت بحرانى بيمار از تاب و توان مىافتد . ب - يا از راه پژمردن ؛ منظور از پژمردن حالتى است كه نيروى مقاومت بدن كم‌كم تحليل مىرود و سرانجام به كلى از بين مىرود . اميدبخش‌ترين حالت بحران ، حالتى است كه كامل و درست و آشكار و داراى روىآورهاى سلامت و بىخطر باشد ؛ كه علامات بحران خوب در روزهاى قبل از بحران كامل آشكار شوند و بحران در پى آنها آيد و روز بحرانى حال بيمار نسبتا خوب باشد . - هر حالتى از حالات بحرانى را - در هر نوع از انواع بيماريها - مىتوان به چند دسته تقسيم كرد : 1 - بحران خوب و اميدواركننده است . 2 - بحران بد و نوميدكننده است . البته هريك از اين دو حالت - كه خوب يا بد است - يا خوب كامل و بىخلل است ، يا خوب ناقص و ناتمام ، يا بد كامل و قاطع و يا بد نيم به نيم و ناتمام .