أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

210

قانون ( فارسى )

گاهى رخ مىدهد كه دو تب در يك انسان در يك روز ، يكى بعد از ديگرى - بدون دادن فرصت و مهلت به بيمار - زنجيره‌وار پى هم مىآيند و حالتى از تب به وجود مىآيد كه به تب سونوخس ( تب غليان خون ) بسيار شبيه است ، كه در اين حالت طبيب ناگزير است حالت راستين تب را از نشانيهاى آن بجويد . اگر تبهاى تركيبى تب نوبتى باشند ، نوبت عادتا كوتاه است و كمتر اتفاق مىافتد كه حالتى ميانبر و سرد شدن حرارت در ميان نباشد ؛ مگر در حالتى بسيار استثنايى كه مثلا بيش از دو تب باهم آمده باشند و شلوغى در آمدن نوبت تبها رخ دهد . بويژه اگر فاصلهء ميانبر بر تب نوبت اول تا نوبت دوم زياد باشد ، دو نوبت تب از هم جدا به هم نمىرسند . اگر دو تب از هم جدا از جنس شطر الغب باهم بر گردهء كسى سوار شوند و اين دو حالت تب يكى نوبتى باشد و يكى دست‌برندار ، يا هر دو نوبتى باشند و يا هر دو دست‌برندار باشند ، بالاخره يكى دست برمىدارد و يكى مىماند و مىپايد . ممكن است همراه تب شطر الغب ( دو تب در يك روز ) ، تب يك روز در ميان يا تب بلغمى و يا تب سودايى باشد ؛ در چنين حالاتى اگر تب شطر الغب با تب يك روز در ميان روىآورد ، تب يك روز در ميان دست برمىدارد و شطر الغب مىماند . اگر تب بلغمى يا تب سودايى همراه تب شطر الغب بيايد ، شطر الغب دست‌بردار مىشود و تب بلغمى يا سودايى مىماند . ممكن است تب تركيبى ، از نوعى ديگر باشد مانند تب نوبت‌دار و تب دست‌برندار - كه در جنس و نوع تب مخالف همند - يا اينكه هر دو تب نوبتى و دست‌برندار كه باهم آمده‌اند در جنس و نوع تب باهم سازگارند . مثلا تب نوبهء هر روزه با تب نوبهء هميشگى و دست برندار تركيب شده باشد . گاهى ممكن است هر دو تب تركيبى نوبت‌دار و داراى حالت ميانبر باشند و ممكن است دو حالت تب تركيبى ، هر دو از جنس تب دست برندار باشند . بعضى از اطباء گفته‌اند كه دو تب دست برندار ، مثلا دو تب يك روز در ميان دست برندار باهم نمىآيند ؛ زيرا اگر مادهء خلط سبب تب در رگها است ، ممكن نيست عفونت ماده اختلافى در تب به وجود آورد . وقتى خلط عفونى شد تأثيرش در سراسر بدن مىپراكند و منتشر مىشود . كه به عقيدهء من اين نظريه ممكن است صددرصد صحيح نباشد ؛ زيرا گمانى در اين نيست كه عفونت خلط از جايى شروع مىشود و از آنجا به ساير اجزاء خلط منتشر مىگردد . شدت يافتن تب يا كم‌شدتى و سبكى حالت تب با آن قسمت از خلط همبستگى دارد كه قبل از ساير قسمتهاى خلط شروع به متعفن شدن كرده است ، و حركتهاى تب را نيز بايد با همان حالت عفونى شدن اولى برآورد كرد . پس ممكن است عفونت در قسمتى از خلط كه از اول متعفن شده است ، تأثيرش بيشتر و شديدتر از آن قسمت عفونى شده باشد كه بعد از قسمت اول عفونى شده است . وقتى نظريهء آنها صددرصد صحيح مىباشد كه شروع عفونت در همهء خلط به‌طور يكسان صورت گيرد و تأثير عفونت فراگير از يك حالت عفونى خلط منتشر شود ، كه در