أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

175

قانون ( فارسى )

9 - بينى بيمار باريك‌تر از حالت طبيعى مىنمايد . 10 - موى بيمار دراز شده و در آن شپش پيدا مىشود . 11 - شكم بيمار خشكيده و بر پشت چسبيده مىشود و تو گويى پوست خشكيده است و آن را كش داده‌اند و پوست بالاى سينه را نيز با خود كشيده است . 12 - هرگاه ديدى كه ناخنهاى بيمار كج و كمانى شده‌اند ، بدان ! كه حالت تب پژمردگى پايان يافته و بيمارى به سرآغاز شروع تب خردكننده رسيده است . و اگر حالت تب دق ، از درجهء دوم يعنى درجهء پژمردگى گذشت و حالت تب دق خردكننده جاى آن را گرفت ، كركركهاى بدن بيمار مىگدازند . علاج تب دق به‌طور كلى علاج تب دق دو ركن اساسى دارد : 1 - سردى بخشيدن به بدن بيمار 2 - رطوبت بخشيدن به بدن بيمار براى اعمال هريك از اين دو طريق معالجاتى ( سردى و رطوبت بخشيدن ) بايد از نزديك‌ترين روشهاى موجود سود جسته و در عوض به شدت از كارهاى برعكس آنها پرهيز و احتراز كرد . شايد در اينجا مشكلاتى پيش بيايد ؛ مثلا چيزى كه سردىبخش است در عين حال خشكاننده باشد كه خشكى بر ضد علاج دق است . مثلا تو براى سردى بخشيدن به بدن بيمار قرص كافور ، قرص تباشير و امثال آنها را تجويز كنى كه اين نوع از داروها ضد رطوبتند و خشكى مىبخشند . يا مثلا چيزى را به كار مىبرى كه رطوبت‌بخش است اما در عين حال گرمى به بدن بيمار مىبخشد و بر ضد سردى است . براى مثال شراب تجويز مىكنى كه بيمار بخورد تا رطوبت به بدن بيمار بدهد . شراب رطوبت‌بخش است اما گرمى هم مىدهد . پس بايد اين ملاحظات را در نظر داشته باشى ! و اگر به چيزى در معالجه نياز داشتى كه سردىبخش بود اما تأثير خشكاندن دارد ، آن را به بيمار بده امّا داروى ديگرى را نيز كه نيروى رطوبت‌بخشى داشته باشد ، با آن داروى سردىبخش و يا بىدرنگ بعد از آن به بيمار بده ! و يا اگر لازم ديدى كه داروى رطوبت‌بخش معينى به بيمار بدهى از قبيل : آبگوشت و شراب - كه به سرعت رطوبت به بدن بيمار مىدهند اما همراه رطوبت بخشيدن گرمىزا هم هستند - قبل از تجويز آن يا همراه و يا بعد از آن‌چنان دارويى به بيمار بده كه سردىبخش باشد و تأثير گرمىبخشى آنها را تلافى كند . اگر ورم سبب تب دق شده باشد ، يا اندامى از اندامان بدن بيمار آسيب‌ديده و آزار دارد و آزار سبب تب دق شده است ، بايد قبل از معالجهء تب به علاج ورم يا اندام آزارديده ، يعنى به علاج سبب اصلى دق بپردازى . اگر خواستى كه در علاج تب داروهاى متعدد و در اوقات جداگانه استعمال كنى و اين اسلوب علاجى را در شدت يافتن تب دق سازگار و لازم دانستى ، دستور علاجى بايد به قرار