أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
131
قانون ( فارسى )
نشانيهاى تب هميشگى ، اگر سببش بلغم باشد اين نوع از تب را اطباء لثقه ( نم لزج ) نامند و نشانيهايش همان نشانيهاى بقيهء تبهاى بلغمى است ؛ و تفاوتهايى كه دارد به قرار زير است : 1 - مهلت نمىدهد و دست برنمىدارد . حتى چيزى در آن رخ نمىدهد كه بتوان آن را شبه دست برداشتن ناميد . 2 - سرآغاز تب با لرزش و تكان بىاراده ، سرما و حالت چندش در بدن شروع نمىشود . 3 - اين حالت از تب بلغمى بسيار شبيه تب دق است ؛ در هر شش ساعت حرارت تب اندكى سست مىشود . كه در اين حالت كمى سست شدن شدت حرارت بيشتر از آن است كه در تب هر روزه رخ مىدهد . تب هر روزه نيز اين سست شدن در اثناى حرارت را تا اندازهاى دارد ، اما بسيار پنهان و ناآشكار است . در تب كردن برخى حالات ديگر هست كه ممكن است از بلغم متعفن سر برآورند و احيانا ممكن است از خلط صفرايى فراوان به بار آيند . اما اين حالات استثنايى - كه ما راجع به آنها مىخواهيم بحث كنيم - حالتهاى تب ناشى از خلط سودايى متعفن نيستند كه نامگذارى شده و شدت و چگونگى آنها را به تفصيل ذكر كرده باشند . اين حالات تبهاى كذايى كه گفتيم از بلغم و احيانا ممكن است از خلط صفرا باشند ، عبارتند از : ايغيالوس و ليغوريا كه اين دو تب بلغمى باشند يا غير بلغمى اختلافشان در اين است كه يا بيمار در درون احساس حرارت تب مىكند و رويهء بدنش سرد است و يا برعكس بيمار در درون احساس سرما مىكند ولى رويهء بدنش گرم است ؛ كه اين نفاق و دورويى حالت تب به جاى عفونى شدن و يا عفونى نشدن خلط بستگى دارد . اين تبها خود سه بخشند و دو حالت ديگر هم هستند كه يكى تب بيهوشىآور خلطى و ديگر تب شبانه و روزانه است . تب ايغيالوس منظور از ايغيالوس حالت تبى است كه بيمار در درون احساس سرما مىكند و رويهء بدنش گرم است . اين حالت تب از بلغم شيشهاى توليد مىشود و جاى بلغم در ژرفا قرار دارد . اما از آنجا كه متعفن شده است ، بخارش منتشر مىشود و در بدن مىپراكند و سطح بدن را مشتعل مىسازد ، و هرآنچه كه از اين خلط - كه در ژرفا قرار گرفته و متعفن نشده است - سردمزاج است ، احساس سردى را به جاى خود و پيرامونهاى نزديك خود در اندرون مىبخشد . اما سرمايى كه از بقيهء متعفن نشده برمىخيزد ، به آن سرعت كه بخار قسم عفونى به سطح بدن مىرسد و آن را گرمى مىدهد نيست ؛ زيرا مدتى است در جايى قرار دارد كه با آن خو گرفته است و به زودى واكنشش ظاهر نمىشود . اين حالت سرماى درونى تا زمانى مىماند كه حرارت ناشى از عفونت به حركت درنيامده باشد ، هرگاه حرارت جنبيد و شروع به كار كرد ، سرما تا اندازهاى فروكش مىكند و هرچند همهء بدن را در بر نگرفته باشد از بين مىرود .