أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
132
قانون ( فارسى )
نشانيهاى ايغيالوس نشانيهاى حالتى كه آن را ايغيالوس ناميديم و گفتيم بيمار در درون احساس سرما مىكند و در سطح بدن احساس گرما ، با نشانيهاى هر حالت تبى كه ناشى از خلط بلغم متعفن باشد يكى است و با آنها فرق چندانى ندارد . اگر فرقى باشد در جزئيات است كه اين جزئيات به قرار زيرند : 1 - ادرار بيمار خام و ناپخته است و از ادرار بيماران تبدار در حالات ديگر تب بلغمى كمتر گرم است . 2 - نبض بيمار سست مىزند و تفاوت دارد . 3 - غالبا حالت تب هر روزه بسيار شديد است و اوايلش با اواخرش فرقى نمىكند . 4 - اين حالت تب ، داراى مادهء بلغمى متعفن بسيار پرمايه و غليظ است كه اندازهء آن كم اما غليظ است و از اين غلظت و پرمايگى كه دارد احيانا به تب يك اندر چهار و تب نوبه تبديل مىشود . غلظت ماده از آن است كه مادهء سبب تب در اندازه كم است و كم زياد متعفن مىشود ؛ زيرا بهندرت اتفاق مىافتد كه مادهء در اندازه كم كاملا متعفن نشود . كمى ماده سببش چيزى است كه بعد از نوبت تب بر ماده تأثير مىگذارد ؛ كه اين خود بايد بلغم باشد و اين نوع عفونت سبب چنين حالت بيمارى ، فقط از عفونى شدن بلغم پديد مىآيد . اما به اين دليل نيست كه هر روز نوبت تب به بدن بيمار برمىگردد . 5 - مدت طولانى بودن نوبت تب در اين حالت از چهار ساعت تا بيست و چهار ساعت است ، و اكثرا قبل از بيست و چهار ساعت خاتمه مىيابد ؛ زيرا چنان كه گفتيم مادهء سبب تب - كه عفونى شده است - چندان زياد نيست كه بسيار بپايد . تب ليغوريا ( ليقوريا - نسخه . ) منظور از تب ليغوريا حالتى از تب است كه برعكس حالت تب ايغيالوس باشد . يعنى تبدار در حالت نوبت تب در درون احساس حرارت مىكند و سطح بدنش سرد است . اين نوع از تب اكثرا به سبب بلغم متعفن پيدا مىشود و ممكن است در برخى حالات از اثر عفونى شدن خلط صفرايى بسيار غليظ و پرمايه توليد شود . در صورتى كه ليغوريا ناشى از عفونى شدن بلغم باشد . تفصيل آن از اين قرار است : 1 - مادهء بلغمى در ژرفاى درون قرار دارد . هرگاه گرماى عفونتآور بر آن آمد و بلغم عفونى شد و مشتعل گشت ، جاى خود را گرم مىكند . و از آنجا كه تحليل نمىرود ، بخار بسيار گرم از آن برنمىخيزد كه منتشر شود و بر سطح بدن اثر بگذارد و آن را نيز گرم سازد . 2 - نيروى طبيعت - كه بايد به مقاومت در برابر عفونت بپردازد - از سطح بدن دور مىافتد و در نتيجه سطح بدن بدون گرما مىماند و سرد مىشود . بويژه وقتى كه مادهء بلغمى خام شيشهاى سردمزاج در سطح بدن قرار داشته باشد ، سرماى سطحى حتمى است . 3 - بسيار رخ مىدهد كه بخار تحليل رفته از ماده ، متعفن نشده است و از ماده برمىخيزد و رو به