أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
129
قانون ( فارسى )
سرانداز را از خود دور سازد و آنقدرها به حركات زياد و پهلو به پهلو كردن درنمىآيد و نفسش به حالتى درنمىآيد كه گويى پف مىكند و نفس بسيار بلند نيست . بارها رخ مىدهد كه حرارت ناشى از تب بلغمى مدت يك ساعت يا دو ساعت در يك حالت مىماند ، و بيمار تصور مىكند كه افزوده شدن تب به حد نهايت رسيده است و منتظر است كه درجهء حرارت پايين بيايد ، كه ناگاه مىبيند حساب راست درنيامده و حرارت تو گويى پشيمان شده است باز شروع به افزايش مىكند . همچنين در پايين آمدن درجهء حرارت نيز تفاوتهايى در نوبت تب بلغمى هست ؛ پايين مىآيد و متوقف مىشود و باز پايين آمدن را از سر مىگيرد . در تبهاى بلغمى نمناك شدن بدن - اما نه عرق كردن - زياد است ؛ زيرا در اين حالات رطوبت و بخارهاى بدن زيادند . - چرا عرق نيست ؟ - زيرا مادهء بلغمى لزج است و عرق كمتر از مادهء لزج مىآيد و اگر احيانا عرق پيدا شد چندان نيست كه به حساب آيد و هر جاى بدن را در بر نمىگيرد . عرق نكردن يا كم عرق كردن در حالت تب ، نشانى ويژه به تب ناشى از مادهء خلط عفونى بلغمى است . اگر تب ناشى از خلط بلغم ، از بلغم شورمزه نباشد و يا عفونت به حد شديد نباشد ، حالت تشنگى كم روى مىآورد . و حتى اگر تشنگى روى آورد ، باز كمتر از آن حالت تشنگى است كه در تبهاى ديگر - غير بلغمى - رخ مىدهد . در حالت ابتلا به تب بلغمى بسيار رخ مىدهد كه تهيگاهها و پهلوهاى بيمار باد كنند ، و ممكن است پوست پهلوهاى بيمار كش روند و رقيق و تنك شوند . رنگ و رخساره كسانى كه به تب بلغمى مبتلا هستند رنگ رخسارشان آميختهاى از سفيدى و سبزى و زردى است كه رنگ سفيد چيره است و در مجموع به رنگ سرب شباهت دارد . كمتر سرخى در گونهها پيداست و حتى در مرحلهء نهايى يعنى در مرحلهاى كه حرارت تب به اوج برسد و متوقف شود ، باز چندان سرخى به رخسار بيمار راه نمىيابد ؛ كه اين حالت در تبهاى غير بلغمى ، در مرحلهء سوم يعنى در مرحلهء اوج حرارت رخ مىدهد . نبض بيمار نبض تبدار بلغم پايين ، ناتوان و كوچك است . در اوايل نوبت تب اختلاف در نبض هست و بعدا شروع به پياپى زدن مىكند . در كوچكى و پياپى زدن كمتر از آن است كه در حالت تب يك اندر چهار و تب نوبهء يك اندر ميان معاينه مىشود . و در سرعت نبض در تب يك اندر چهار پيشى نگرفته است و شايد كندتر هم باشد و يا برابر با سرعتى باشد كه نبض بيمار تبدار يك اندر چهار در اوايل مىزند . نبض بيمار تب بلغمى داراى تفاوتهاى زيادى است و ترتيب و نظامى ندارد . كوچكى و ناتوان زدنش در تفاوت بيشتر از ساير حالات است . نشانيهايى كه از نبض مىتوان دريافت ، بهترين و صحيحترين مدرك اثبات تب بلغمى