أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
128
قانون ( فارسى )
لرزش و تكان بدون اراده شود ؛ زيرا عفونت مادهء نرم را دربرگرفته است و با سنگين كردن بدن و خوابآلوده شدن انسان شروع مىكند . بارها رخ مىدهد كه در ابتداى نوبت تب و بويژه در مراحل اول بيمارى نه احساس سرمايى هست و نه لرزش و تكانى . تا مدتى همينطور است و بعدا سرما و لرزش و تكان شروع مىكند . و برخى اوقات سرما همراه تب هست اما لرزيدن و تكان خوردن نيست . و بارها رخ مىدهد كه همينكه تب شروع كرد ، تبدار به غش كردن مبتلا مىشود و از هوش مىرود ، و نيز ممكن است غش نباشد . اگر حالت غش كردن در شروع نوبت اين حالت از تب زياد شد سبب اين است كه دهانهء معده ناتوان شده است ، اشتهاى خوراك از بين رفته و ناسازگارى خوراك با بدن است كه مادهء غذائى لازم را از بين مىبرد و نيروى بدن را كاهش مىدهد و موجب غش كردن مىشود . اگر تب بلغمى از متعفن شدن بلغم شور باشد حالت چندش و لرزش خفيف در مقدمه مىآيد و سرماى بسيار بر بدن وارد نمىآورد . اگر از بلغم شيرين متعفن تب سرزند در سرآغاز پيدايش حالت تب بلغمى و تا بسيارى از نوبتهاى اوّليهء آن كمتر اتفاق مىافتد كه حالت چندش ، احساس سرما و لرزش و تكان بدون اراده پيش قدم و جلودار نوبت تب باشد . در اكثر حالات نوبت تب بلغمى ، در اول ابتلا به نوبت تب حالتى از بيهوش شدن روى مىآورد . ممكن است در سرآغاز نوبت تب بلغمى حرارت بسيار شديد پديد آيد و در آخر اين شدت حرارت كاهش يابد ؛ كه گمان مىرود سبب چنين باشد كه عفونت قبل از هر چيز بر قسمت خلط بلغم شيرينتر و شورمزهتر و كممايهءتر مىتازد و بعدا نوبت عفونت به مادهء غليظ و پرمايه و سردمزاجتر مىرسد . در حالت نوبت تب بلغمى وقتى با دست بيمار را لمس مىكنى ، احساس مىشود كه حرارت كمشدت و بخارمانند دارد . اما اگر دست را همچنان نگهدارى ، بعد از مدتى مىبينى كه اندام لمس شده با دست حرارتش تند و شديد مىشود . ليكن در تب بلغمى و نوبت تب ، حرارت بهطور متساوى در تمام بدن منتشر نمىشود . دست بر جايى مىگذارى گرم گرم است در صورتى كه در جاى ديگر بدن در لمس كردن اين گرماى شديد نمىشود . حالت گرماى تب تفاوت دارد ، در جايى سبك است و نرم و در جايى تند و شديد ؛ تو گوئى احساس حرارت تب را در جايى دارند با غربال و الك مىبيزند . سبب اين است كه بلغم لزج و چسبان از تأثير حرارت واكنشهاى متفاوت دارد . كه هر مادهء لزج ديگر نيز اين حالت را دارد . وقتى از حرارت به جوش مىآيد در جايى كممايه مىشود و برمىجهد و ترك مىبرد ، و در جاى ديگرى خبر از شق شدن و برجهيدنش نيست . در هر حال و روى هم رفته ، حرارت ناشى از تب بلغمى به حالت التهابى و شعلهور شدن نمىرسد ، بيمار را بسيار افسرده نمىكند و شخص در حالت ابتلا به نوبت تب بلغمى به اندازهء مبتلايان به تبهاى عفونى ديگر آرزومند هواى سرد و آب سرد نيست . اشتياق بسيار ندارد كه