أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
116
قانون ( فارسى )
جوانان دارند . كسانى كه به تب سوزان مبتلا مىشوند ممكن است در حالت تب خوابآلودگى بر آنها آيد ؛ زيرا بخار بدگوهر خلط عفونى به سوى سر مىرود و سبب خوابآلودگى بيمار تبدار مىگردد . بقراط مىفرمايد : « كسى كه در حالت تب سوزان به لرزش گرفتار آيد ، اگر به حالتى درآمد كه عقلش به هم خورد ، لرزه دستبردار مىشود » . اين فرمايش بقراط دو تأويل در بر دارد : 1 - ممكن است منظور بقراط اين باشد كه از اثر تب سوزان مغز به حد زياد گرم مىشود و پىرگها را گرم مىكند . 2 - يا از فرمودهء بقراط بايد نتيجهگيرى كرد كه اگر كسى به تب سوزان مبتلا شده است و در عين حال عقلش به هم خورده است ، وقتى كه به لرزه درمىآيد مواد ناباب سبب به هم خوردن عقل و سبب لرزش ، تكان مىخورند و دماغ را رها كرده و به رگپيها نقل مكان مىكنند . تب سوزان اكثرا كه دست از بيمار برمىدارد ، با قى كردن يا اسهال شدن يا عرق كردن و يا با خونريزى بينى بيمار خاتمه مىيابد . نشانيها تب سوزان چندين نشانى دارد كه از اين قرارند : 1 - حالت تب مهلت نمىدهد و دستبردار نيست ، نوبت تب يعنى پايين آمدن حرارت در اثناى شدت و افزايش تب نامعلوم است . 2 - زبان زبر و زردرنگ مىگردد و بالاخره سياه رنگ مىشود . 3 - بيمار عرق نمىكند مگر در حالت بحران بيمارى كه ممكن است عرق كند . 4 - تشنگى شديد است . بقراط در اين زمينه مىفرمايد : « اگر كسى در تب سوزان با تشنگى روبرو شود ، و در اين حال به سرفه كردن مبتلا گردد ، تشنگى تسكين يابد . » از فرمودهء بقراط چنين برمىآيد كه سبب تشنگى شديد بيمار ريه او باشد . هرگاه سرفه كرد ، ريه از سرفه كردن بيمار كمى به حركت درمىآيد و مادهء سيلانى از گوشت سست ريه آن را نمناك مىسازد و تشنگى آرام مىگيرد . 5 - اكثرا در تب سوزان حرارت درونى بيشتر از آن حرارتى است كه در رويهء بدن هست . 6 - حالت بازگشتن تب سوزان و بعد از سبك شدن شدت از سر گرفتنش ، در قياس با بازگشتن حالات تبهاى ديگر سبكتر و كمآزارتر است . اگر تب سوزان ناشى از خلط صفرايى متعفن باشد ، روىآورهايى ناپسند و بدجنس از قبيل : محروم شدن از خواب ، دلهره ، احساس سوزش در بدن ، بهم خوردن عقل و هوش ، خون دماغ ، سردرد ، احساس تپش در هر دو گيجگاه ، گود رفتن چشمان ، اسهال شدن و صفراى خالص بيرون دادن و نماندن اشتهاى خوراك از نشانيهاى آن است . حتى اگر بچهء شيرخواره به تب سوزان صفرائى مبتلا شود ، از پستان مادر نفرت دارد و آن را نمىپذيرد و شيرى كه غذاى