أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
456
قانون ( فارسى )
تباهى كشانده است . يعنى در حالتى كه چرك و ريم بدبو از آن مىچكد سبب فاسد شدن انگشت مىشود . علاج بايد بيمار را رگ بزنى و اسهال دهى كه خلط مايهء درد را بيرون دهد . در سرآغاز پيدايش درد كژدمه بايد داروى گيرنده بر آن بگذارى كه از افزايش ورم جلوگيرى كند ، آنگاه به وسيلهء دارو گوشت زائد را از آن بزدائى . داروى زدودن گوشت زائد ، بسيار دردآور و گزشى نباشد . تا ورم كژدمه در نخستين مرحله و هنوز كوچك است مازوى كوبيده را با عسل بسرش و بر آن بگذار كه كژدمه را از بين مىبرد و نمىگذارد افزايش يابد و بر خود جمع آيد . و اگر به جاى عسل و مازو سپوس آرد و سركه - كه گرم باشند - بر كژدمهء تازه سر بر آورده بگذارى ، باز كژدمه را شفا دهد . مرهم كافورى بسيار خوب است كه بر كژدمه بگذارى ؛ امّا منظورم مرهم كافورى راستين است نه آن مرهم كافورى كه تنها اسم كافورى بر آن نهادهاند و مرهمى است كه كافور در آن به كار رفته است نه اينكه همهاش منحصر به كافور باشد . افيون ، لعاب اسفرزهء خيسيده در سركه ، الواى عربى كه با آب ديك ابزارها شسته شده است با هم مرهم شوند علاج كژدمه است . الواى هندى نيز در علاج كژدمه مفيد است . ريشهء سوسن خود نيز از داروهاى علاج كژدمه است . كندر به تنهايى يا مخلوط با داروهاى ديگر باشد در علاج كژدمه خوب است . داروى تركيبى زير نيز در علاج كژدمه و تسكين درد كژدمه بسيار بهرهرسان است . نسخه : صبر ( الوا ) ، گلنار ، كندر ، مازو . همه را درهم بسرش و بر كژدمه بگذار نمىگذارد مادهء كژدمه جمع شود و آن را شفا مىدهد . تا كژدمه ورم نكرده و ماده جمع نيامده است ، اگر چرك گوش و صمغ فيلزهره بر كژدمه بمالى مانع جمع شدنش مىشود و درد را از بين مىبرد . ثمر آس با آب انگور غليظ و پرمايه بر آتش بجوشد ، بر كژدمه بگذارى خوبش مىكند . سونش دندان پيشين فيل در اينباره خاصيت دارد . اگر درد كژدمه بسيار شدت يافت ، جاى كژدمه زده را چندين بار در روغن گرم شده فرو كن و داروى گذاشتنى بر آن بگذار و ببند . و اگر همينكه درد كژدمه شروع مىكند اهمال نكنند و همين عمل را انجام دهند نمىگذارد نمو كند و از بين مىرود . اگر ورم كژدمه شروع به رسيدن و پختگى كرد ، بزر مرّ و اسفرزه با شير را مرهم ساز و بر كژدمه بگذار ! اگر مادهء درد كژدمه جمع آمد ، بايد وسيله نيشتر آن را بدرى و ماده را بيرون بريزى . اما نيشتر را