أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

371

قانون ( فارسى )

آورده‌اند ، و يكهو از جماع محروم شده‌اند - مثلا شوهر در كنارش نيست يا حالتى كه مطابق دستور طبيعت بايد براى خون بيرون دادن و براى جماع و براى باردار شدن آماده باشد از دست رفته است - خون بند آمده در زهدان بيكار مانده است كه در اثر آن ممكن است رنگ بول سياه شود و در آن خونابه‌اى شبيه آب گوشت در آن شسته مخلوط باشد و حتى ممكن است خون بشاشند . نشانيها اگر سبب بند آمدن خون حيض از سرما باشد ، نشانيهاى زير را دارد : 1 - خواب زن گران است و در خواب خرناسه مىكشد . 2 - رنگ پوست بدن سفيدتر از حالت طبيعى است و رگها سبزرنگ ديده مىشوند . 3 - نبض مختلف و متفاوت است . 4 - عرق بدن سرد است . 5 - بول زياد و بيش از حد طبيعى است . 6 - مدفوع آميزه با مادهء بلغمى است . اگر سبب بند آمدن و جريان نيافتن خون حيض ، از گرما باشد ، نشانيهايش : حالت التهابى ، خشكى زهدان و بقيهء علامتهاى حرارت مزاج - كه سابقا شرح داده شده‌اند - خود را مىنمايند . اگر سبب از خشك مزاجى است ، علامت خشك مزاجى را نيز بيان كرده‌ايم . علاوه بر آنها نشانيش : لاغر شدن تن و تهى شدن رگها است . اگر از ورم يا بهم آمدن و بىمنفذ شدن زهدان باشد ، همه را سابقا با نشانيها ذكر كرده‌ايم و مىدانى و نيازى به بازگو كردن نيست . علاج علاج هرآنچه را كه سببش گرمى مزاج ، سردى مزاج ، چگونگى توليد خون ، نياز به رطوبت بخشيدن بدن ، علاج ورم در زهدان و علاج برهم چسبيدن زهدان باشد بارها تكرار كرده‌ايم و دستورات اساسى را شرح داده‌ايم . اما اگر سبب خون بند آمدن ، بند آمدن دهانهء زهدان بطور مادرزادى باشد ، علاجى ندارد . و اگر از بسته شدن دهانهء رگها باشد كه از بهم آمدن قرحه در زهدان رخ داده باشد و يا چيزى از اين قبيل ، علاجش بسيار دشوار و تقريبا نوميدكننده است . تنها علاجى اگر باشد بيرون كشيدن خون و تخليهء بدن از خون زيادى است كه بسيار جمع نشود ، ورزش كردن نيز مفيد است . آنچه در اينجا براى ما اهميت دارد اين است كه به هر وسيله كوشش كنيم روشهايى را به كار بريم كه خون حيض ريزش كند و نگذاريم كه بند آيد . داروهايى را تجويز كنيم كه خون را به سوى زهدان حركت دهد ، چنان تأثيرى بخشد كه خون به سوراخهاى ريز برسد و در عين وقت سوراخهاى ريز باز باشند و يا اگر بسته شده‌اند باز شوند ؛ كه اين نوع از داروها را در جدول داروهاى ساده و منفرد در كتاب دوم آورده‌ايم و در كتاب پنجم نيز يادى از آنها كرده‌ايم . و در اينجا