أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
351
قانون ( فارسى )
گفتار سوم بيماريهاى زهدان ، بجز ورمها فصل اوّل حيض اگر خون حيض زن نه زيادتر از حدّ طبيعى و نه كمتر از آن باشد و چگونگى حالت خون حيض و زمان جارى شدن خون حيض كاملا طبيعى و منظم باشد ، نشان تندرستى كامل زن است و نشان آن است كه بدنش از هر مادهء آسيبرسان پاك است . آمدن خون حيض سر وقت طبيعى و چگونگى خون حيض - كه خالى از خلل باشد - زن را از آرزوى جماع به افراط باز مىدارد و بر حيا و عفتش مىافزايد . اندازهء ميانگين كه براى زن دليل بارآورى است آن است كه در هر بيست روز تا سى روز به حيض افتد كه اين حد متوسط طبيعى است . امّا اگر در كمتر از فاصلهء بيست روز يا بيشتر از سى روز بود ، مثلا در پانزدهم يا شانزدهم و حتى در نوزدهمين روز به حيض افتاد غير طبيعى است . اگر جريان خون حيض از حالت طبيعى منحرف شد و آن خون طبيعى نبود كه عادتا براى تندرستان رخ مىدهد ، ممكن است بيماريهاى زيادى به دنبال داشته باشد . بسيار كم اتفاق مىافتد كه زمان جريان حيض به هم بخورد ، امّا دگرگون شدن حالت خون ممكن است زياد روى دهد . اگر خون حيض بيشتر از حد طبيعى بيرون ريزد ، زن ناتوان مىشود يا سيمايش تغيير مىيابد ، كمتر باردار مىشود ، بيشتر با انداختن جنين روبرو مىشود يا اگر بچهء زنده به دنيا آورد بچهء ناتوان و كممايه است . اگر خون حيض بند آيد يا كمتر از حالت طبيعى آيد ، ممكن است زن به انواع بيماريهاى پرشدگى رگها از خون مبتلا شود ، براى انواع ورمها آمادگى يابد ، به دردسر و درد ساير اندامان ، تم چشم و كاهش نيروهاى حاسّه و تيرگى درك و احساس شخصى و تبها مبتلا شود و آوندهاى آب پشتش پر و مالامال شوند . آرزوى جماع بيش از حد بر او دست مىدهد تا آنجا كه شايد زن هرزهاى بشود . باردار نمىشود ؛ زيرا زهدان و تخمابش فاسد مىشوند ، ممكن است به بيمارى خفگى زهدان ، نفس تنگى ، بند آمدن نفس ، تپش قلب و غش كردن گرفتار آيد و ممكن است بميرد .