أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
316
قانون ( فارسى )
بىخلل بوده است و همينكه قصد سفر داشته و بدين منظور حركت كرده ، در همان وهلهء اوّل وارونه شده است و از اين حادثهء غير مترقبه ، توان را از دست داده و به كام خود نرسيده و جا مانده است و همچنان در حال از جا برگشتگى باقى مانده است و اميدوار بوده كه باز نيرو بيابد . همينكه احساس كرده كه باز نيرو يافته است ، رو به سوى خارج پريده امّا خبر از واژگون شدن نداشته و در نتيجه همان حالت خستگى و ناتوانى بر او چيره آمده است . مانند كسى كه بخواهد از جايى كه در آن حبس است بگريزد اما راه گريز را نداند ، در اين كوشش بيهوده تاب و توان را از دست داده است و نيرويى كه داشته تحليل رفته . اگر در اين حالت آرامآرام هم راه سرزمين را در پيش گيرد ، حكمش همان حكم جنين در خلقت ناتوان را دارد و حتما مىميرد . - پس چرا جنين نه ماهه كه يك ماه از هشت ماهه ديرتر به منزل دنيايى رسيده است ، ككش نمىگزد ؟ سؤالى است بجا . - زيرا چنين مىنمايد كه جنينى بوده عاقلتر و كاردانتر از آنكه هشت ماهه خدمتش رسيديم . از همان اوّلين روزها خوب بار آمده ، سر وقت طبيعى در شكم مادر شروع به جنبيدن كرده و همينكه ديده است كه خلقت كامل يافته و به اصطلاح بايد سرپاى خود بايستد و ريزهخور خوان زهدان و اطرافيانش نباشد ، راهى اين دنيا شده است . وقتى مرز را به دقت پاييده و اين همه موانع را سر راه ديده ، و نيروى خود را سنجيده است ، معلومش شده كه نمىتواند به اين آسانى از اين موانع بپرد و از مرز عبور كند . بايد نيروى بيشتر بيابد تا بتواند اين مشكلات را از سر راه بردارد . در نتيجه سفر خيرش را دو ماه به تأخير انداخته تا كاملا نيرومند شده و خود را قادر به انجام دادن اين ريسك ديده است . بسيار آسان و سرحال سفر را تمام كرده و مشتاقان ديدارش را شاد كرده است . امّا اگر اين احتياط را به خرج نمىداد و خيره سرى مىكرد و قبل از اينكه نيروى كافى براى عبور از اين مرز پرخطر مىيافت ، راهى مىشد ، همان به سرش مىآمد كه بر هشت ماههء بيچاره آمد . امّا آن جنينى كه ده ماهه مىآيد ، تقريبا حالش در ناتوانى از رويدادهايى كه سرش آمده ، حال جنين هشت ماهه است . امّا نه در آمادگى براى مردن نابهنگام ، بلكه هفت ماهه ناتوان بوده ، نه ماهه باز توان عبور از اين راه را نيافته و سفر را يك ماه ديگر به تأخير انداخته است . در اين يك ماه تأخير استحكام بيشتر يافته و آبديده شده و سفر را با موفقيت انجام داده است . گاهى رخ مىدهد كه هفت ماهه ، آماسيدن نشانهء زايمان در مادر پيدا مىشود امّا نمىزايد و جنين سفر را به تأخير مىاندازد و در ماه دهم بيرون مىآيد ؛ امّا اين حالت بسيار بهندرت اتفاق مىافتد . در هر حال دليل بر ناتوانى جنين است كه در هفت ماهه خواسته است بيرون آيد و نيروى كافى نداشته و سرانجام در ماه دهه كه نيرو گرفته است بيرون آمده . فصل دوم بهداشت بارداران در اوان باردارى تا بچه به دنيا مىآيد ، بايد زن باردار خود را - چنان كه لازم و مناسب حال است -