أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

294

قانون ( فارسى )

هر دو پايش خم كرده و هر دو كف دست را بر هر دو زانو نهاده است . بينىاش در ميان هر دو زانو قرار دارد و هر دو چشمش بر هر دو زانو آمده‌اند و هر دو زانو را تند در آغوش گرفته است . روى گردن و صورتش به سوى پشت مادر است ، تو گويى مىخواهد قلبش در امان باشد . اگر جنين در اين حالت و وضعى كه گفتيم به دنيا قدم بگذارد ، در بهترين حالت طبيعى است . برخى از اطباء گويند جنين اگر دخترخانم باشد ، نگاهش را به پشت مادر ندوخته بلكه چهره‌اش رو به شكم مادر است و نحوهء استقرارش در شكم مادر كاملا برعكس جنين پسر است . - جنين چگونه توانسته است به طورى در زهدان خود را حركت دهد كه سرش در اين سفر پيش قدم باشد ؟ - در اين جمع‌وجور شدن ، سنگينى اندامان بالائى و بويژه بزرگى و سنگين وزنى سركار را آسان كرده‌اند . در اينجا سؤالى پيش مىآيد گفتيم كه در هنگام باردارى - از اوّل تا آن زمان كه بچه بايد به دنيا آيد - دهانهء گردن زهدان آن‌قدر به هم مىآيد و تنگ مىشود كه سر ميل جراحى را نمىتوان در آن فرو كرد ؛ حالا كه جنين بزرگ شده و سرى به اين بزرگى و تنى به اين درشتى دارد ، چگونه راه خروج از مرز را مىيابد ؟ سؤال بجا است . ظاهرا مىتوان گفت طبيعت و نيروى تشكيل دهندهء جنين به كمك پروردهء خود مىآيند . مفاصل اطراف زهدان را از هم جدا مىسازند و آن را از هر سو كش مىدهند . در نتيجه چندان گشاد مىشود كه هرگز در غير حالت بيرون دادن جنين اين گشادى را نمىبيند و همين‌كه زهدان از جنين فارغ شد ، مفاصل از هم فاصله گرفته به حالت سابق برمىگردند و زهدان حالت طبيعى خود را باز مىيابد . امّا در حقيقت نبايد فراموش كرد كه امداد غيبى دست‌اندركار است و تنها اراده و مرحمت خداوندى است كه فريادرس و مشكل‌گشاست . همان امدادهاى غيبى خداوندى است كه جنين را در زهدان پرورش داده و راه خروج را به رويش گشوده و تا جنين زنده است و در دنيا پرورش مىيابد ، امداد غيبى خداوندى دستش را گرفته و پا به پا همراه او است ، و جنين هيچ‌گاه بر نمو كردن و باليدن خودآگاه نيست . وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ صدق اللّه العظيم . « 1 » حال سبب سفر جنين را به خارج در چندين جمله خلاصه مىكنيم : جنين كاملا طبيعى ، كه در زهدان است و به حد كمال نموّ - چنان كه سزاوار جنين است - رسيده است ، به هواى بيشتر براى تنفس و به غذاى بيشتر نياز دارد . نيروى روانى او را تحريك مىكند كه به جاى گشادتر نقل مكان كند و در پى كسب غذاى بيشتر و هواى صافتر و بيشتر باشد . به اين دليل از مسكن تنگ بيرون

--> ( 1 ) - همانا آدمى را از چكيدهء گل آفريديم . سپس نطفه‌اش كرديم ، نطفه را لخته خون و لخته خون را گوشت پاره و گوشت پاره را به استخوان تبديل كرديم و استخوان را گوشت پوشانديم و پيكرى ديگر از آن ساختيم . درود و آفرين خدا را كه از هر عيبى پاك است و بهترين آفريننده او است .