أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
284
قانون ( فارسى )
توزيع مىشود و بايد جايى كه تأمين غذاى بدن از آن است قبل از هر اندام ديگرى پىريزى و ايجاد گردد . » تو گوئى اين آقاى فضول باشى فكر كرده است كه هرچه خودش آرزو مىكند و هرچه خود او مىپسندد ، روا و پسنديده است . واقعا قياس معقولى كرده است امّا متأسفانه كاملا راه خطا پيموده و پندار مندرآورديش تباه است . دانشمندان پژوهشگر در حالت جنين ، با اين آقاى فضول موافق نيستند و بلكه صددرصد مخالفند . حال بگذريم از اينكه پژوهش و آزمون دانشمندان پندارهاى او را رد كردهاند ما همان قياس را كه او دستاويز فكر خود قرار داده است در جواب او مىگوييم : اگر پندارش صحيح است و بايد اندامى قبلا خلق شود كه نياز مبرم غذايى همهء اندامان به دو است ، بسيار خوب ؛ امّا مىخواهم درك كند كه هر اندامى از اندامان بدن جاندار كه آمادگى جان گرفتن داشته باشد ، از هر چيز بيشتر براى تغذيهء خود به گرماى سرشتى نياز دارد و بلكه بدون گرماى سرشتى با هيچ غذايى نمىسازد و نمىتواند زندگى را دريابد و زنده بماند ، پس بايد حتما قبل از هر چيز اندامى كه حرارت سرشتى و روان زندگى از آن برمىخيزد خلق شود . و حتما مىداند كه فرستندهء روان و گرماى سرشتى قلب است ، پس غذا دهندهء اساسى او است . همهء اندامان تن و از جمله كبد ، ريزهچين خوان نعمت بيكران قلبند . كبد كه مركز توزيع غذاى اندامان است ، خودش در عين حال غذا مىخواهد ؛ تا فرستندهء غذاى مجموعهء بدن سهميهء كبد را ندهد ، توزيع كنندهء غذا چگونه مىزيد ؟ و اصلا اگر غذائى در ميان نباشد ، نيازى به توزيعكننده نيست . شايد در اينجا سؤالى پيش آيد كه نيروى طرحريز و شكل بخش به جنين - كه عبارت از تخم نرينه است و جاندار به شمار مىآيد - غذا را از كجا دريافت مىكند ؟ - سؤال بجا است ، امّا بايد اين را بدانيم كه تخم نرينه - كه همان نيروى طرحريز است - هنگام جدا شدن از منشاء خود حرارت سرشتى و روان زندگى را همراه دارد و درحالىكه تخم است و دست به كار طرحريزى است ، نيازى به غذا ندارد ، مگر اينكه حالتى رخ دهد كه چيزى از آن تحليل برود و به آسيبى برخورد كند كه براى تلافى آن باز از روان زندگى و گرماى غريزى استمداد مىجويد و اين مادهء امدادى بايد از طرف تخم ريز برسد . آرى بايد قبل از هر چيز براى ادامهء زندگى گرماى غريزى موجود باشد و جايى باشد كه گرماى غريزى را توليد كند كه خالق جانداران نيز همين كار را اراده فرموده است . اكنون سرنوشت نطفهء در زهدان ريخته را بررسى كنيم و مراحل سفرش را همراهى كنيم و ببينيم به كجا مىانجامد . مرحلهء اول : بعد از شروع به حالت كف برآوردن مادهء منى است كه مىشود گفت مرحلهء دوم است . حبابهاى كف منى - كه مىتوان آنها را با بادكنكها تشبيه كرد - به نوعى مادهء خونى تبديل مىشوند . يك نقطهء خونى در صفاق پيدا مىشود و در طول صفاق كشيدگى پيدا مىكند كه تا حدّى نه زياد زيربناى ناف را مىتوان تشخيص داد . مرحلهء سوّم : بادكنكهاى كف منى به حالتى خون مانند و تا اندازهاى آمادهء خون شدن در آمدهاند و هيأت و شكلگيرى ناف به چشم مىخورد كه از كف به آن نوع خون تبديلشده درست مىشود .