أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

230

قانون ( فارسى )

آوردن متنفر باشد و ازاين‌رو ترك جماع كند ، كم‌كم اشتها و نيروى جنسىاش كم مىشود و در نتيجه حتى اگر بخواهد جماع كند كارى از دستش برنمىآيد . درست مانند زن باردار كه آرزو دارد شير پستانش كم شود و نماند ، تا بچه‌اش از شيرخوارگى ببرد . اين را نيز بدان ! كه برخواستن آلت جماع ، سببش باد است . حال آن باد از آب پشت برخاسته باشد يا از غير آب پشت . گرما و سرما هر دو دشمن سرسخت بادند . سرما از توليد باد جلوگيرى مىكند و نمىگذارد به وجود آيد . گرما باد را مىپراكند و از بين مىبرد . امّا از اثر رطوبت معتدل و از اثر گرماى طبيعى كه سازگار با مادهء باد باشد و نيز در اندازه باشد ، در كمك به توانايى آلت تناسلى مانند ندارد . سواركارى اما نه زياد خسته‌كننده و عادت به سواركارى گرفتن در برخواستن آلت تناسلى كمك مىكند . كسى كه كليه و اطراف كليه‌اش رطوبى باشد ، يا با رطوبى بودن ، سرد هم باشد ذكرش از برخاستن كوتاه نمىآيد . اما اگر كسى كه مزاج كليه‌اش گرم است ، به‌طور ميانگين جماع نكند ، زيان بيند و ممكن است از بچه آوردن محروم گردد . نشانيها اگر سبب كاهش توان جماع از خود آلت تناسلى باشد يا سرما بر پىرگ ذكر اثر كرده باشد ، نشانى اين است كه از برخاستن ابا مىكند و وقتى در آب سردش فرو كنى نمىترنجد و كوچكتر نمىشود . ممكن است آب پشت بسيار باشد و به آسانى بيرون آيد و ممكن است بدون برخاستن آب بريزد . امكان دارد كه لاغرى و ناتوانى جسم شخص بر آلت تناسلى هم تأثير گذاشته باشد و در نتيجه با اينكه آرزوى جماع دارد ، ذكر ناى برخاستن ندارد . اگر سبب كوتاه آمدن در انجام جماع بيضه و اندامان آب پشت باشد ، دو احتمال دارد : يا سرما و يا خشكى بر بيضه اثر گذاشته است . اگر سرما بيضه را آسيب رسانيده باشد ، آب پشت كم نيست امّا به زحمت بيرون مىآيد و اگر بيضه را با دست لمس كنى احساس مىكنى كه سرد است . اگر بيضه از خشكى آسيب ديده باشد ، آب پشت كم است و با اين كمى بيرون آمدنش انسان را به زحمت مىاندازد و به زحمت بيرون مىآيد . اكثرا اين حالت آسيب‌ديدگى بيضه‌ها همراه با لاغر شدن و كم‌گوشتى و كم‌خونى انسان است . كه رطوبت بخشيدن به آن به نفع بيمار است ؛ منظورم از رطوبت بخشيدن آب‌تنى كردن بيمار و خوردن غذاهاى رطوبت‌زا و رطوبت‌بخش است . اگر سبب اخلال در كار اندامان تناسلى از بالاييها آمده است ، نشانى اين است كه : اگر خرابكارى و اخلال از كبد يا كليه است ، اشتهاى خوراك كم مىشود و بلكه نه هضم خوراك مىماند و نه اشتهاى خوراك و نه خون در اندازهء لازم و طبيعى توليد مىشود .