أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

183

قانون ( فارسى )

اگر سبب ، گدازيدن بدن و تبهاى سوزان است چند نشانى زير را دارد : 1 - اندامان وابسته به كار بول ترمزاج مىشوند . 2 - بول اندك بيرون نمىريزد و ريزش دادن بول آسان‌تر است ؛ زيرا مجراى بول كه تر شده گشادتر هم شده است . اگر سبب حبس ادرار يا دشوار آمدن آن ورم يا خراج در مثانه يا در اندام اطراف مثانه باشد ، نشانيهايش را ياد گرفته‌اى - كه سابقا برايت شرح داديم - و براى هريك از اين حالات ورمى بحث ويژه‌اى خواهى يافت . - فرق ميان دشوار شاشيدن از اثر ورم و دشوار شاشيدن از سببى كه ورم نيست در چيست ؟ - اگر سبب ورم باشد حالت بيمارى دشوار شاشيدن كم‌كم و به تدريج رخ مىدهد و يك دفعه پيدا نمىشود ؛ مگر اينكه حالتى بسيار بغرنج ناگاه پيدا شود . اگر سبب حبس بول در خود مثانه باشد ، ممكن است علت هريك از حالات زير باشد : 1 - حالتى از بيمارى بر مثانه روى آورده و سبب راه‌بندان در مثانه شده است . 2 - فشارى بر مثانه وارد آمده و آن را از حركت باز داشته و مثانه باد كرده و كش داده شده است . 3 - چيزى بر مثانه فشار آورده است و درد شديد همراه دارد . اگر سبب حبس بول يا دشوار آمدن آن از اندام فرستندهء مادهء بول به مثانه باشد ، آرامى و بىحركتى در مثانه رخ نمىدهد و مثانه به بادكردگى مبتلا نمىشود . به‌طور كلى هر نوع راه‌بندانى كه در خود مثانه رخ بدهد يا راه بندانى كه از اثر فشاردهندهء بر مثانه به وقوع پيوندد ، درد همراه دارد . اگر ورم در مثانه سبب راه‌بندان شده باشد نشانيهايش را مىدانى و ياد گرفته‌اى ! اگر راه بندان در مثانه از ورم نيست ، آزمايش وسيلهء قاثاطير ( آلت مخصوص تزريق دارو به مجراى بول ) آن را معلوم مىكند . خون يا خلطى با ابزار بيرون مىآيد و يا سر ابزار با موانعى از قبيل : ازگيل ، سنگ يا بهم جوش خوردنى برمىخورد و نمىتواند از آن بگذرد . اگر سنگ در مثانه است و حبس بول و دشوار آمدن بول را سبب شده است ، و تو علامت وجود سنگ در مثانه را مىدانى ! علاوه بر اين اگر قاثاطير به چيز بسيار سختى برخورد كند بايد حدس بزنى كه سنگ است . اگر از دخول قاثاطير خلط بيرون بيايد ، آن را با بول بيمار قبل از آزمايش مقايسه كن ! اگر از اثر آزمايش وسيلهء قاثاطير خون آمد ، تو علامات لخته شدن خون در مثانه را قبلا دانسته‌اى ! كه زردرنگى بيمار ، كوچك‌نفسى ، نبض كوچك و پياپى آمدن نفس و پياپى زدن نبض و عرق سرد و تب‌لرز و دل بهم آمدن بيمار را همراه دارد ؛ كه اين حالت بسيار بد و ناپسند است و بيماران كمتر از آن رهائى مىيابند . اگر سبب حبس بول خلط غليظ باشد ، درحالىكه خلط غليظ جمع آمده در اندازهء بسيار باشد ، احساس سنگينى در بيمار هست و هرآنچه از خلط بيرون آيد خام و ناپخته مىباشد . اگر سبب از سرما باشد و سرما مثانه يا مجراى بول را ترنجانيده يا سخت كرده باشد ، سببهاى