أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
141
قانون ( فارسى )
2 - داروهاى بسيار ادرارآور كه رفت و روب بعد از شكستن سنگ را به عهده دارند و مواد غليظ را بيرون مىدهند ، مانند : بزرهاى مشهور ، و بويژه بزر شنبليله ، بزر هويج بيابانى ، مو ( تكههاى مختلف به شكل نوعى قارچ ) ، روناس ، برباله ، وج ( سوسن زرد ) ، ننه حوا ، انگدان رومى ( كاشم ) ، انگدان ، بزر گياه پنج انگشت ، گورگياه و كراويا ( شاه زيره ) . گاهى برخى از اطباء جسارت كرده و الاكلنگ را هم تجويز مىكنند . اين داروها - كه به شدت ادرارآورند - در علاج سنگ بىتأثير نيستند . 3 - داروهايى كه داروى سنگشكن را بايد مدتى در محل كارش نگهدارند تا كار خود را به درستى انجام دهد ، عبارتند از : صمغها ( انگمها ) - كه شايد خود انگمها نيز در علاج سنگ تأثير داشته باشند - از قبيل : انگم بسپايك و انگم درخت گردو . داروهاى همراه داروى سنگشكن كه درد را تسكين مىدهند ، مانند : بزر كتان ، لعاب بزر كتان ، جلوز « 1 » ، فندق و بزر خطمى . كه اين داروها علاوه بر تسكين درد در مهلت دادن به داروى سنگشكن ، با جرم كليه نيز سازگارند . همهء داروهاى مخدر را كه در چنين علاجى به كار مىروند مىشناسى . حتما به داروهايى نياز دارى كه نيروبخش باشند تا كليه از اثر علاج بسيار ناتوان نشود . اين داروها عبارتند از : بهمنان ، زنجفيل بيابانى ، سوسن خشكيده ، بزر گياه پنج انگشت ، بزر خار سه كوهه ، گل محمدى ، گلنار ، گورگياه ، صندل . فصل دهم داروهاى تركيبى در علاج سنگ كليه و مثانه داروهاى تركيبى عبارتند از : معجون مثروديطوس ( ميترادات ) كه بسيار تأثيربخش است و براى بيرون آوردن سنگ كليه ويژگى دارد ، معجون شجرينا ( سنجرينا ) ، معجون عقارب ( كژدمها ) - كه در علاج سنگ كليه و سنگ مثانه مشهور است - داروى ساخته شده از خون تكه ( بز نر ) - كه از خوبى بسيار اسمش را دست خدا گذاشتهاند - داروى مشهور به خزائنى كه با روغن بلسان سازند و تأثير شگفتآور دارد . همچنين داروى تركيبى زير كه ما خود آزمودهايم و بسيار تأثيربخش است . نسخه : خاكستر شيشه ، خاكستر كژدم ، خاكستر بيخ كلم كاشتنى ، خاكستر خرگوش ، سنگ داخل ابر مرده ، خون تگهء خشك شدهء ساييده ، خاكستر پوست تخممرغى كه جوجه از آن بيرون آمده ، سنگ يهود ، انگم درخت گردو و سوسن زرد ( وج ) از هريك يك جزء . كرفس كوهى ، تخم هويج بيابانى ، پونهء كوهى ، صمغ عربى ، بزر خطمى و فلفل از هريك يك جزء و نيم . همه را در عسل بسرش و
--> ( 1 ) - جلوز اسم عربى فندق است و بعضى آن را بادام كوهى دانند . تحفه .