أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

110

قانون ( فارسى )

است . شايد چكيده از تركيدن ورم در كليه به فضاى تهى و فراخناى خالى برسد كه در آن صورت به نشتر زدن و بيرون آوردن نياز مىافتد . همچنين اگر ورم بر خود جمع آمد و از تركيدن ابا نمود و مادهء بدجنس را در خود نگهدارى كرد ، باز نياز به نشتر زدن و بيرون آوردن مىافتد . ورم كليه هرچه باشد و در هر جاى كليه كه باشد به سرعت به سخت شدن و سنگ‌آسا گشتن مىگرايد ؛ زيرا كليه خود سنگ‌خانه است . اگر ورم گرم در كليه بود - كه حتما تب همراه دارد - و از اثر آن عقل بيمار درهم شد - كه اين عقل درهم شدن دليل بر بزرگى ورم است - و از حجمى كه دارد حجاب را نيز در بر گرفت ، دليل مرگ بيمار است . بويژه اگر نشانيهاى بد و ناپسند ديگر مشاهده شوند . امّا اگر نشانيهاى همراه حالت تب - كه با ورم گرم كبد هست - از نشانيهاى ناپسند نبود و در عوض نشانيهاى خوب بودند ، علامت آن است كه ورم دارد انفجار مىكند و نتيجه نگران‌كننده نيست . از اثر انفجار ورم گرم در كليه ، ممكن است همراه مادهء چكيده از ورم تركيده ، چيزى از پيه كليه باشد . و ممكن است چيزى همانند موى سرخرنگ به طول يك وجب و بيشتر از آن همراه مادهء چكيده از ورم بيرون آيد . - سبب پيدايش ورم در كليه چيست ؟ - پيدايش ورم در كليه معلول يكى از سببهاى زير است : 1 - پر شدگى زياد از حدّ رگها از خون در سراسر بدن . 2 - سبب در اندامان همسايه و همكار كليه است ، كه يا پرشدگى رگ از خون است يا چگونگى حالت خونى است كه در رگهاى اندام همكار و نزديك كليه جريان دارد . 3 - شايد سبب سنگ باشد كه خراش و پوست‌اندازى را سبب شده و به ورم انجاميده است . 4 - كليه ضربت خورده ، و درد ناشى از ضربت خوردن به ورم انجاميده است . 5 - مادهء بول در كليه بند آمده و كش رفته و به ورم انجاميده است و غير اينها . . . حالاتى را كه ذكر كرديم همگى ممكن است سبب ورم در كليه شوند . ورم گرم در كليه امكان دارد به زودى به ورم سخت تبديل شود ، كه در اين حالت نشانيهاى ورم سخت نيز پديد مىآيند . بسيار رخ داده كه محكم بستن كمربند سبب ورم در كليه شده است . نشانيها اگر ورم گرم در كليه پيدا شده باشد ، نشانيهايش از قرار زيرند : تب هميشگى و دست برندار كه گاهى بسيار شدت مىيابد و گاهى سبكتر مىشود و اين نوبت هيجان و سبك شدن تب مرتب نيست و تو گوئى تب يك در چهار در نخستين مراحل است . در حين شروع شدت يافتن اين تب ، نبض چندان كوچك نمىشود كه در هنگام شروع تب‌هاى ديگر اتفاق مىافتد . بيمار در حالت تب رويهء خارجى پهلوهايش سرد است و بويژه دست و پاهايش كه سردترند .