أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
74
قانون ( فارسى )
همينكه خوراك در معده كاملا جايگير شد درد معده شروع مىشود و ممكن است بدون برآوردن چيزى به وسيلهء قى ، خودبهخود درد بعد از مدتى بر طرف شود كه نشانهء وجود خلط صفرايى در معده است و آن خلط صفرايى از كبد به معده گسيل شده و در معده ريزش كرده است . احتمال دارد كه درد هر دو گروه به زودى از بين نرود و مدتى درد به درازا بكشد . حالا سؤالى پيش مىآيد : چرا در اولين مرحلهء ورود خوراك به معده خبرى از درد معده نيست اما بعد از آنكه خوراك مدتى در معده ماندگار شد درد معده سر بر مىآورد و معده و دارندهء معده را مىآزارد ؟ پاسخ اين است : خلط داخل معده اگر سودايى و تحفهء طحال است و اگر صفرايى و فرستادهء كبد است ، هر دو در ته معده هستند كه در آن ژرفاى معده حسّاسيّتى نيست ؛ همينكه خوراك در معده بياسود ، مهمان ناخواندهء بدشگون كه خلط صفرايى يا سودايى است از آميزش با دربرگرفتهء معده سر نشاط آمده ، تحريك مىشود و بالا مىآيد و به دهانهء معده مىرسد و بر آن مىچسبد و گاز مىگيرد و دهانهء معده - كه حساسترين اندام درونى - است به درد مىآيد . 8 - به علاوه هستند كسانى كه تا چيزى نخوردهاند درد معده را احساس مىكنند ، همينكه چيزى را خوردند درد تراجع مىكند و آرام مىشود ؛ سبب اين حالت آن است كه مادهء خلط گزنده هرگاه كه ديد خانه خالى است و معده گرسنه است ، در معده مىخزد . آن مادهء خلط گزنده يا خلط سودايى ترش است - كه كمتر اتفاق مىافتد چنين باشد - يا مادهء خلط صفرايى است كه اكثرا ماده خلط صفرايى در حالت گرسنگى و تهى بودن معده از خوراك به معده مىآيد . 9 - و هستند كسانى كه بدون اينكه گرسنه باشند مىخورند و مىخورند و معده را از خوراك مىآگنند و خوراك در معده تلمبار مىشود و از اثر اين بىرويهاى و لگامگسيختگى در خوراك خوردن و لنبانيدن ، معده از تاب و توان مىافتد و به درد مىآيد . اما چه دردى ؟ ! درد سوزناك و طاقتفرسا و جانگداز ( شكمانبارى و معدهآزارى ) . 10 - ممكن است حملهء درد و آزار بر معده از باد باشد . هر درد معدهاى كه از باد باشد در اندازه زياد است . يادآور مىشوم كه درد از پيچش شكم نيز سببش باد است . 11 - هستند كسانى كه از احساساتى بودن بيش از اندازهء معدهشان در رنجند و گله دارند ، سبب اين حالت را قبلا هم ذكر كردهايم ؛ كه به قرار زير است : خلط مرارى كه به معده درآيد ، دهانهء معده را گاز مىگيرد گاهى درد ناشى از ورود خلط مرارى به معده به حدّى مىرسد كه انسان تحمّل نمىكند و ممكن است از شدّت درد معده غش كند . 12 - احتمال دارد كه از نوشيدن آب سرد معده به درد آيد و چنان آزارى ببيند كه دارندهء معده را پريشانخاطر و بيمناك از سوء عاقبت گرداند . 13 - ممكن است درد معده بر قلب تأثير گذارد و قلب از كار بيفتد و بيمار سكته كند و فورا بميرد . 14 - ممكن است درد معده سرازير آيد و سبب قولنج شود . 15 - اگر درد معده به درازا كشيد و فروكش نكرد ، بيم آن مىرود كه معده را به ورم مبتلا نمايد .