أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

57

قانون ( فارسى )

اگر ديدى كه سردى معدهء داراى سوء مزاج سرد و خشك در افزايش است و شدّت يافته است ، تنها چاره اين است كه هر روزه زفت بر معدهء كذايى بچسبانى و قبل از آنكه سرد شود آن را بركنى و اگر نيازت بدان بيشتر بود ، مانعى نيست كه روزى دوبار اين عمل زفت چسبانى را به كار ببرى ؛ زيرا زفت چسبيده بر معده خون غذادهندهء معده را به سوى معده مىكشاند . بايد طرز چسبانيدن زفت بر معده را خوب بدانى و چنان كنى كه در بحث از زفت شرح داده‌ايم . علاج ديگرى هست كه در معالجهء معدهء مبتلا به سوء مزاج خشك و سرد بسيار مفيد است و آن : بيمار پسربچه‌اى سالم و چاق را دربرگيرد و دست در گردنش اندازد ؛ كه از اين عمل حرارت سرشتى معده تقويت مىشود و براى هضم خوراك آمادگى بيشتر پيدا مىكند . اگر چنين پسربچهء چاق و گوشتالوى سالم گير نيامد ، بايد از توله سگ چاق و خپله يا گربهء نر فربه استفاده كنند ، يا چيزى از اين بابت . « 1 » . اما اگر پسربچه را گير آورد و او را در آغوش گرفت و دست در گردنش انداخت نبايد كارى كند كه پسربچه احساس كند كه اين مهربانى و محبت براى معالجهء معدهء ناسازگار است . اگر حس كند كه اين كنار و فشار فقط به محض معالجه است ، رگهايش سرد مىشوند و سبب افزايش سردىمزاج معده خواهد شد و شايد لازم باشد كه شكم بيمار را با چيزى بيندايى كه عرق كردن را باز مىدارد . نبايد اجازه دهى كه بيمار آب سرد را بيش از حدّ لازم استعمال كند ، زياد آب سرد نبايد بخورد و نبايد زياد با آب سرد آب‌تنى كند ، كه آب سرد براى اين حالت از بيمارى معده زيان‌بخش است . فصل چهاردهم علاج سوء مزاج گرم و خشك معده در معالجهء كسى كه معده‌اش به سوء مزاج گرم و خشك مبتلاست ، معالجهء هر دو حالت سوء مزاج گرم و سوء مزاج خشك را كه ذكر كرده‌ايم مىدانى كه هر دو را در اينجا به كار ببر ! اگر ديدى كه گرمى سوء مزاج معده كم است ، علاج بيماران مبتلا به سوء مزاج خشك را استعمال كن و كارى به كار مزاج گرمى كه اندك است نداشته باش . شرابى را كه تجويز مىكنى بايد نوساز باشد و اگر در تابستان شراب تجويز مىكنى بايد شراب سرد شده باشد ، و اگر در زمستان شراب تجويز مىكنى كه بيمار بخورد بايد به حالت ولرم ميانه بين گرم و سرد باشد . همچنين بقيهء غذاها را بر شراب قياس كن ! در تابستان سرد و در زمستان ولرم باشند . معدهء مبتلا

--> ( 1 ) - دستت چو نمىرسد به بىبى * درياب كنيز مطبخى را ! - م .