أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

400

قانون ( فارسى )

نسخهء ديگر كه در تأثيربخشى تقريبا ميانگين است : پر سياوشان ، سنبل الطيب ( علف گربه ) ، بزر گياه نيل صاف ، مغز گياه فريز ، بزر ترب ، بادآوارد ، و ريشهء درخت صنوبر همه را باهم بكوبند و درهم بسرشند و قرص از آن سازند . اين را نيز بدان ! كه تباشير در اين نوع داروهاى تركيبى براى بند آوردن خونريزى است و استعمال بزرهاى قبوضيت‌آور براى بازداشتن اسهال روده‌اى است . هدف از استعمال اسفرزه و بارهنگ بوداده علاج شكم‌پيچه است و هدف از استعمال تخم‌مرغ در آب پخته ، علاج اسهالى است كه از عفونت روده منشأ دارد . تخم مرغ در آب پخته با كبد و اسهال ناشى از كبد و با اسهال ناشى از معده سازگار نيست بلكه زيان هم دارد . اين را بدان ! كه داروى مخدر خطر در بر دارد . و اگر از روى ناچارى داروى مخدر به بيمار اسهالى بدهى . بهره‌اش همان است كه مادهء اسهالى را غليظ مىكند و بيمار را به خوابيدن ، وامىدارد و از آنجا كه دهانهء معده را بىحس مىكند و دهانهء معده ، معده را نمىگزد ، بيمار به قضاى حاجت نمىرود . در هر حال تا ممكن است داروى مخدر تجويز مكن ! اگر در تجويز آن ناچار بودى احتياط كن كه تأثير بد بر بدن نگذارد و توان از بيمار نگيرد ، و تأثير بر نبض بيمار نگذارد . هيچ‌وقت داروى مخدر را تنها استعمال مكن ! اگر ناچارا آن را استعمال مىكنى چيزى از گند بيدستر ، زعفران و امثال آن را با داروى مخدر قاطى كن ! من خودم ديدم كسى كه شياف افيون برداشته بود مرد . اگر ممكن باشد از داروى مخدر - كه ناچار از استعمال آن شدى - شياف ساز و با داروهاى ديگر كه تأثير آن را كمتر كند مخلوط كن ! و اگر داروى مخدر با داروى بر شكم گذاشتنى مخلوط باشد ، بهتر از آن است كه شياف شود و آن را بردارند . اينك دارويى تركيبى كه بر شكم گذارند و افيون در آن به كار رفته است : نسخه : افيون يك جزء ، بزر بنگ يك جزء ، جفت بلوط « 1 » ، گلنار ، اقاقيا ، كندر و مرّ از هريك پنج جزء با افشرهء بنگ يا افشرهء پوست خشخاش يا در آب پخته با بنگ و خشخاش مخلوط كنند و از آن بر شكم مالند و بر شكم بگذارند . داروى تركيبى ديگر كه مخدر در آن به كار رفته و در بند آوردن اسهال بسيار تأثيربخش است : نسخه : پنير مايهء خرگوش به وزن دو دانگ ، افيون به وزن دو دانگ ، مازو به وزن نيم درهم ، كندر نيم درهم همه را درهم بياميزند و بسرشند و از آن قرص سازند . مقدار تناولى نيم مثقال است .

--> ( 1 ) - پوستهء نازك كه بر مغز بلوط چسبيده است . م .