أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

385

قانون ( فارسى )

گاهى رخ مىدهد كه پيزى و رودهء مستقيم به كزاز مبتلا مىشوند و ماهيچه‌ها از بند آوردن آنچه بر آنها وارد آيد عاجز و ناتوان مىگردند يا ترنجيده و كزازى مىشوند و نمىتوانند آنچه را در بالاى آنها قرار مىگيرد به پايين بكشند . اگر زحير از خود پيزى بوده و درد همراه نداشته باشد ، تنها خون مىآيد و غير از خون چيز ديگرى نيست و آن اكثرا خونى است كه در بدن محصور بوده است ، خونى است كه از اثر غذا يا بندآمدهء خونى - كه بايستى جريان يابد - يا بريده شدن اندامى يا ترك ورزش كردن يا ساير حالتهاى اين‌چنانى - كه سابقا شرح داده‌ايم - پس‌مانده و طبيعت اين خون بىمصرف را بيرون داده است . چنين خون صاف را - كه از اثر زحير پيزى آيد - نبايد بازداشت مگر اينكه به حالتى برسد كه بيم از توان افتادن و برافتادن نبض بيمار برود . تا اينجا بحث ما راجع به مادهء سيلان زحير بود كه از روده‌هاى ششگانه منشأ دارد ؛ اما اگر مادهء اسهالى از سراسر بدن سرچشمه مىگيرد ، چند احتمال دارد : 1 - يا زادهء بحران بيمارى است و نيروى راننده در بدن آن را بيرون فرستاده است . 2 - يا نيروى گيرنده و نگهدارنده در بدن ناتوان شده است و نتوانسته آن را از بيرون شدن باز دارد . كه چنين حالتى براى كسانى كه بسيار ترسيده‌اند يا بيمارى سل دارند ، يا بيمار دق دارند و در مراحل پايانى عمر هستند رخ مىدهد . 3 - يا ورم و دمل و يا قرحه گداخته و آب شده است و مادهء اسهالى حاصل از آن آب شده است . در چنين حالتى مادهء اسهالى نخست آبكى و كم‌مايه و سپس منعقد مىشود و گرسنگى شدت مىيابد ، درد بسيار است ، بعدا اشتهاى غذا و نوشيدنى از بين مىرود و بيمار بسيار ناتوان مىشود ، به انواع تب مبتلا مىگردد و احتمال دارد كه دل بهم آمدن ، دشوار شاشيدن ، باد شكم و قرقر شكم هم باشد . شايد رنگ چهرهء بيمار به زرد مايل به سياهى و مات درآيد . به علاوه دست و پا سرد و زبان خشك است . 4 - ممكن است اسهال از اثر تبهاى پليد يا بو كردن چيزهاى زيان‌آور ( چيزهاى سمى زيان‌بخش - نسخه . ) باشد كه خلط درونى را فاسد كرده است . 5 - يا اسهال پيامد پرشدگىهاى بيش از حد است . مثلا بيمار بايستى پاكسازى شود ، كه نشده ، يا چيزهايى كه عادتا بايستى جريان يابند بند آمده‌اند ، يا اندامى گسسته و بريده شده است ، يا بيمار ترك ورزش كرده است ، يا موادى كه بايد از بدن تحليل بروند كمتر از اندازهء لازم تحليل رفته‌اند و ساير چيزهايى كه قبلا دانسته‌اى . كه اين بندآمده يكهو تكان مىخورد و مىخواهد بيرون آيد : 6 - يا اسهال از لت‌انبانى است ، خوراك بر خوراك بر معده وارد شده و برهم انباشته شده است . هنوز وعده غذائى هضم نشده غذاى ديگر آمده است ، كه انسان پرخور و آزمند خوراك به بيمارى بسيار شديد مبتلا مىشود و غذاى برهم انباشته را از بالا و پايين پرت مىكند . اين بيمارى را هيضه ( قى و اسهال باهم ) نامند . 7 - شايد راه‌بندان در رگها و غيره واقع شده ، غذا چنان كه لازم است از راه‌پيمائى طبيعى درمىماند و در نتيجه اسهال پديد آيد .