أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

377

قانون ( فارسى )

اين مواد رطوبى كه به معده چسبيده‌اند از اثر ناتوانى نيروى هضم‌كنندهء معده باشد كه مادهء رطوبى نامبرده فاسد مىشود و فاسد مىگرداند كه بايد فاسد بيرون داده شود . ممكن است اسهال از اثر لغزش معده باشد . رطوبتهايى در معده هست كه با وجود آنها معده نمىتواند آن‌قدر غذا را در خود نگه دارد تا به هضم كامل مىرسد . اين حالت در حقيقت همان است كه قبلا ذكر كرديم . اما چرا تفصيلش داديم منظور آگاهى دادن بيشتر تو بود . اين حالت رطوبت به معده چسبيدن و لغزيدن معده اكثرا سر به استسقا مىكشد . بقراط فرمايد : « كسى كه به چنين حالت اسهالى مبتلاست اگر آروغ ترش برآرد ، خوب است و نشانهء خوب شدن است ؛ زيرا آروغ ترش نشان از آن دارد كه حرارتى هست و توانسته تا اندازه‌اى بخارانگيز باشد و به آروغ ترش تبديل شده است . » نتيجه‌گيرى مىكنيم كه حرارت طبيعى بكلّى از بين نرفته است و هنوز چيزى از آن باقى است كه تا حدى فعاليت مىكند و آروغ ترش دليل بر وجود مادهء ترشيده در معده است كه ترشيدن ماده در معده بايد از اثر حرارت باشد و موجوديت مادهء ترش در معده ، معده را دباغ دهد و تا حدى معده را قبوضيت بخشد و از سيلان مادهء اسهالى جلوگيرى كند . ممكن است معده به قرحه مبتلا شود و ازاين‌رو به اسهال بينجامد و ممكن است قرحه در روده‌هاى بسيار نزديك و همسايه به معده پديد آيد و اين روده‌ها از قرحه به درد آيند و درد آن به معده نيز سرايت كند و معده از دردى كه دارد به اسهال مبتلا شود . امكان دارد قرحه در معده پديد آيد و بگدازد و مايهء گداختهء آن سبب اسهال شده باشد . كه اين حالت - يعنى گدازيدن قرحه در معده و سبب اسهال شدنش - بسيار كم اتفاق مىافتد . شايد خلطهاى بدگوهر از بدن آمده و به معده وارد شده و با غذاى داخل معده مخلوط گشته و غذاى دربرگرفتهء معده را فاسد كرده است ؛ چنين اخلاطى - حتى اگر خوب گوهر باشند اما سبب فاسد شدن خوراك داخل معده گردند - بايد از معده رانده شوند . راه خروج از معده يا بايد از راه بالا باشد كه عبارت از قى كرن است ؛ يا بايد از راه پايين باشد كه اسهال شدن است . حال اگر راه بالا و بالائيها در حدى نيرومند باشند كه اين عمل را نپذيرند ، ماده بالا نمىرود و ناچار راه پايين را در بر مىگيرد . يا ممكن است خلطهاى جمع آمده در معده سبب فاسد شدن خوراك داخل معده نباشند ، بلكه حكايت سر خود مادهء خوراكى باشد . خوراك جمع آمده در معده چيزى با خود دارد كه با معده سازگار نيست و معده آن را دوست ندارد ؛ در نتيجه آن را بيرون مىدهد و هرچه غير آن در معده هست همراهش به بيرون پرت مىشود . يا اينكه در غذاى وارد شده به معده خاصيت اسهال دادن هست و يا از نوعى است كه معده را بلغزاند . يا خوراك داخل معده به صورتى درآمده كه پاره‌كننده و پوسته‌انداز شده است . مثلا اگر مادهء سودائى به حدّ زياد و بيش از مقدار طبيعى بر دهانه معده وارد آيد سبب اسهال معده مىشود . ممكن است اسهال معده از اثر باد باشد كه در معده پيچيده و سبب فاسد شدن هضم خوراك داخل معده شده است كه غذاى هضم شده سبب اسهال مىشود .