أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
378
قانون ( فارسى )
ممكن است لغزش معده نه از ناتوانى نيروى گيرنده و نگهدارندهء خوراك باشد و نه از مخلوط شدن مادهء تباهكنندهء غذاى داخل معده بلكه شايد از خود غذاى وارد شده به معده ، معده بلغزد و به اسهال مبتلا گردد . مثلا خوراك وارد شده به معده بيش از حدى است كه معده ظرفيت آن را دارد . اين يورش آوردن در اندازهء زياد ، نيروى گيرنده و نگهدارندهء غذا را در معده از ناى و توان مىاندازد و اين نيروها ديگر مقاومتى نمىتوانند بكنند ؛ غذا آزادانه به معده سر مىزند و بدون هيچ كنترل و بازداشتى همان گونه آزادانه بيرون مىآيد . آنچنانكه ممكن است خوراك داخل معده به دليل زيادىاش در معده فاسد گردد ، همچنان اگر از اندازهء لازم بسيار كمتر باشد ، باز ممكن است در معده فاسد شود . كه اين را قبلا شرح داديم . يا ترتيب و نظام لازم در وارد كردن خوراك به عمل نيامده است . خوراك ديرهضم قبل از خوراك زودهضم به معده وارد شده كه خوراك ديرهضم بعدا آمده ، به حالت شناور درآمده است و در نتيجه اسهال را به دنبال آورده است . ممكن است معده به درد آمده باشد يا همسايههاى معده به دردى مبتلا شده باشند و تأثير درد به حدّى بوده كه نيروى گيرنده و نگهدارندهء غذا در معده را ناتوان كرده باشد كه در نتيجه اسهال رخ دهد . چنين دردى كه سبب ناتوانى نيروى گيرنده و نگهدارندهء غذا در معده مىشود ممكن است از باد يا از ورم باشد و امكان دارد نتيجهء يكى از انواع سوءمزاجها باشد و امكان دارد سبب دردآور از طرف همسايهها باشد و به معده سرايت كرده باشد . 6 - اگر سبب حالت اسهالى طحال باشد . چندين صورت دارد : الف - نيروى دفعكنندهء موجود در طحال بسيار تواناتر از حالت طبيعى است و مادهء سودائى را بيش از حد معمول به معده فرستاده است . ب - يا طحال سخت و سفت شده ، پژمرده شود و تحليل برود و مادهء تحليل رفته به معده درآيد و سبب اسهال شود . ج - ورمى در طحال تركيده و چكيدهء آن به معده راه يافته و اسهال ببار آورده است . 7 - اگر سبب اسهال ، رودهها است بگذار اول راجع به پنج رودهء بالايى صحبت كنيم . مىگوئيم : اگر سبب اسهال از آن پنج رودهء بالائى باشد ، يا همراه پوستاندازى و خراش است يا نه . منظور از كلمهء پوستاندازى آن است كه از خراش و پوست انداختن روده دردى به وجود آيد . حالا درد پيدا بشود . خواه پوستاندازى باشد يا نباشد ، مسئله يكى است . درد هست و مادهء پوست خراش هست - حتى اگر عمل پوستاندازى را انجام نداده باشد - آن ماده عبارت است از مادهء صفرائى يا مادهء خونى تندمزاج يا مادهء چرك خونالود يا مادهء ريمى و يا مادهء درد و تفاله كه از خود رودهها برجهد يا از بالاى رودهها آيد و به رودهها ريزد - كه ممكن است از كبد آيد - كه در اين باره شرح كافى دادهايم . اگر مادهء كذائى از كبد ورم كرده باشد ، سالمتر از آن است كه از كبد ناتوان شده آيد و آنچه از كبد داراى ورم باشد علاجش آسانتر از آن است كه از كبد ناتوان سرچشمه گيرد . اگر سبب اسهال پوست انداختن روده باشد ، يا سببش طحال باشد ، يا گناه از كيسهء زهره باشد ،