أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
375
قانون ( فارسى )
و اين به تدريج بيرون راندن براى آن است كه اگر در ماده ، غذائى باقى مانده است آن را بگيرد . بيمارى قولنج اكثرا از اين روده پديد آيد و ازاينرو نام آن را از قولنج گرفتهاند و به آن قولون گويند . رودهء آخرى و ششمى كه رودهء راست است با قسمت پايين قولون اتصال دارد . بعد از پيوستگى با قسمت پايين قولون بهطور مستقيم پايين مىآيد تا به مقعد ( پيزى ) مىرسد و بر پشت دندهء كمر تكيه مىدهد و گشاد مىشود و شباهت به معده پيدا مىكند . بويژه در طرف پايين آن گشادگىاش بيشتر مىشود . كار اين روده ، بيرون انداختن تفاله ( مدفوع ) به خارج است . خداوند تبارك و تعالى چهار ماهيچه براى اين روده آفريده است كه سابقا ياد گرفتى ! . اين روده بدان جهت راست آفريده شده ، كه تفاله از آن آسانتر دفع شود . ماهيچههايى كه به اين روده كمك مىكنند در خود روده نيستند بلكه در مراق هستند و هشت ماهيچه مىباشند . بگذار در تشريح رودهها و فوايد آنها به اين قدر بسنده كنيم . اين را بدان ! حركت هيچيك از اين اندامان به وسيلهء ماهيچه نيست مگر قسمت بالايى و سرآغاز كه با ماهيچهء مرى و گلو در تماس است و از پايين كه به مقعد پيوسته است . وريدها ، شريانها و پىرگهايى كه با رودهها پيوند دارند ، بيشتر از آنهايى هستند كه با كبد در تماسند ؛ زيرا رودهها نياز به نيروى حساسيت بيشتر دارند . اينها را خوب به ياد داشته باش ! طبيب كه بخواهد بيماران را معالجه كند حتما بايد تشريح رودهها را به خوبى بداند و بر آنها كاملا آگاه باشد . فصل دوم انواع اسهال بدان ! هر نوع اسهالى كه رخ مىدهد از دو حالت خارج نيست : 1 - از اثر چگونگى غذاست . 2 - از چگونگى حالت اندامان تن است . بگذار اكنون راجع به اسهالى سخن بگوئيم كه از اثر حالات اندامان رخ مىدهد . اسهالى كه از اثر حالت اندام تن رخ مىدهد چندين احتمال دارد : 1 - ممكن است سبب از معده باشد . 2 - ممكن است ماساريقا سبب اسهال شده باشد . 3 - شايد سبب از كبد باشد . 4 - احتمال دارد اسهال از طحال سرچشمه گيرد . 5 - ممكن است رودهها سبب وقوع اسهال شده باشند . 6 - بعيد نيست كه سبب از سوى سر آمده و اسهال به وجود آورده باشد . 7 - احتمال دارد سراسر بدن در پيدايش اسهال شركت كرده باشند .