أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
357
قانون ( فارسى )
نسخهء ديگر : طحال گورخر و طحال كره اسب هر دو را خشك و خرد كن و بساى تا گردمانند مىشوند . بيمار به وزن يك مثقال تا وزن دو درهم با شراب مخلوط با آب بخورد . گويند اگر اين داروها - كه ذكرشان خواهد آمد - چند روزى به خورد خوك دهند ، اصلا طحالى برايش نمىماند . كه در زير تركيب اين داروهاى طحالخور خوك را ذكر مىكنيم كه براى علاج بيمارى طحال انسان بسيار خوبند . نسخه : سس صغير ( افتيمون ) و پوست بيخ كبر را در اجزاء متساوى با عسل بسرشند و تقريبا به وزن پنج مثقال تناول كنند . نسخهء ديگر : پوست بيخ كبر ، زنگى دارو ، ثمر درخت گز ، پرزههاى بيد ، روناس ، برباله و سوسن زرد ( وج ) از هر يك يك جزء . همه را درهم مخلوط كنند و در سركهء بسيار تند بريزند و بر آتش بجوشانند و بپالايند و از آن سركهء پاليده اسكنجبين عسلى درست كنند ؛ اگر بيمار طحالزده به وزن يك درهم از آن بخورد بهرهء شگفتآور بيند . اگر طحال زياد برآمده است و خونى بيرون نمىدهد و درد شكم پيچه ( مغص ) ندارد ، دستور علاج اين است : بيمار به مدت سه روز يا چهار روز هر روز به وزن سه درهم گرد شدهء هستهء دانه انار بو داده را بخورد و غذايش را به نصف كاهش دهد . اين حالت از بيمارى را برآمدگى طحال گويند . سبب اين بيمارى آن است كه بدن پذيراى خون نيست . اين را نيز بدان ! كه چيزهاى گرممزاج - هرچه باشند - هيچيك با طحال سازگار نيستند ؛ زيرا سبب سختى و خشكيدن طحال مىشوند و ورم طحال را از تحليل رفتن باز مىدارند . هرگاه احساس كردى كه در قاروره ( شيشهء آزمايشى بول ) نشان از حرارت هست قرص زرشك يا چيزى همتأثير قرص زرشك را تجويز كن كه بيمار بخورد . اگر كسى از بيمارى طحال رنج مىبرد و ورم طحالش سخت است و كهنه شده و دستبردار نيست ، اين داروى تركيبى را سفارش ده كه بخورد . نسخه : بيخ گياه گاو شير ( جواشير ) ، اندران ( اشه ) ، پوست بيخ كبر ، نوعى از لبلاب كه آن را انطرونيون نامند ، مغز پياز دشتى برشته ، ثمر درختبان و سير بيابانى از هريك يك جزء . همه را درهم مخلوط كن ! بيمار صبحها به وزن يك درخمى از اين دارو با اسكنجبين يا با مخلوط سركه و آب بخورد .