أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

319

قانون ( فارسى )

طحال خون تيرهء آلوده را هضم مىكند . هرگاه مادهء تيره شدهء خون در سپرز ترشيد يا گس‌مزه شد و حرارتش تعديل يافت و آمادگى پيدا كرد كه دهانهء معده را دباغى كند و غلغلك دهد ، سپرز آن را از راه وريدى بزرگ به دهانهء معده مىفرستد . اگر طحال آن آشغالدان كبد و اطراف آن نبود و يا از تحويل مادهء سودائى - كه از تنظيفات كبد و اطراف كبد پديد آيد - ناتوان شود ، بيماريهاى سودائى در بدن سر بر مىآورند . همچنين بيماريهاى سرطان ، دوالى ( پاغر ) ، داء الفيل ، قوباء ، لكه‌هاى سياه پهن در پوست ، برص سياه و حتى بيمارى ماليخوليا و جذام و غيره - از اثر ناتوانى طحال و لگام گسيختگى مادهء سودائى پديد آيند . اگر طحال به حدّى ناتوان شود كه نتواند مادهء سودائى را بر روند طبيعى توزيع كند و مادهء سودائى در طحال بند آيد ، طحال بزرگ‌تر و كلفت‌تر از وضع طبيعى مىشود و مىآماسد و براى مادهء سودائى طبيعى - كه در خود طحال توليد مىشود - جايى نمىماند و راه بيرون رفتن مادهء سودائى طبيعى - كه وسيلهء غلغلك دادن دهانهء معده است - از سپرز بسته مىشود . اگر مادهء سودائى بيشتر از حد طبيعى از طحال خارج گردد ، گرسنگى شديد ببار آورد . اگر مادهء سودائى - كه از طحال بيرون مىجهد - زياد و ترشمزه باشد ، سبب دل بهم آمدن و قى كردن مىشود . البته اين در صورتى است كه مقدار مادهء سودائى بسيار زياد نباشد كه سبب گرسنگى شود . و امكان دارد اين مادهء سودائى ترش كه بيش از حد لازم از طحال مىآيد ، شورشى در روده‌ها برانگيزاند و روده به پوست‌اندازى و بيماريهاى كشنده مبتلا شود . هرگاه طحال چاق شود ، بدن و كبد لاغر مىشوند . اثر سوء ورم طحال بر كبد بيشتر از هر عضو ديگر است . گاهى مادهء سودائى به جاى اينكه ترشمزهء ميانه باشد - كه براى معده لازم است - در طحال مىسوزد و گاهى مادهء سودائى - بر خلاف روند طبيعى - بسيار بيشتر از حدّ لازم از طحال به معده مىآيد و مادهء قى كردن سودائى را سبب مىشود . برخى اوقات ريزش مادهء سودائى بيش از حد لازم عوارض و بيماريهايى را در معده سبب مىگردد ؛ معده به تشويش و اضطراب دچار مىشود و حالتى ببار آيد كه آن را انقلاب معده مىنامند . اگر بيمار مادهء سودائى و باد زياد از شكمش خارج شد ، و تب نداشت ، شايد علت از ناتوان شدن نيروى گيرندهء معده يا از قدرت يافتن بيش از حدّ طبيعى نيروى راننده در معده باشد . اگر مادهء سودائى بيش از مدت طبيعى در معده ماند و حبس شد و بيرون نيامد ، عكس احتمال فوق را در نظر داشته باش ! يعنى شايد از ناتوانى نيروى راننده يا توانائى بيش از حد طبيعى نيروى گيرنده باشد . طحال اندامى است زبان‌آسا و به شكل مستطيل . از طرف چپ مايل به عقب است و در جانب پشت به معده پيوسته است . به وسيلهء گلوگاهى كه از طحال آمده از زير گلوگاه كيسهء صفرا مىگذرد و به گودى كبد پيوسته است ، سودا را به سوى خود مىكشد . گدار لوله‌اى گلوماننده‌اى در گودى و