أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
309
قانون ( فارسى )
باهم در آن مخلوط باشد . و اگر از استعمال داروى مسهل ناگزير شدى ، داروهايى را تجويز كن كه آنها را در درجات پايين قرار داديم . از قبيل : مسهلهاى خامالاونى و غيره . بايد فرمودهء جالينوس را دراينباره در نظر داشته باشى كه راجع به يكى از بيماران مبتلا به استسقاى گرم نوشته است و اينك ما عين نوشتهء او را نسخهبردارى مىكنيم . مىفرمايد : « دوست سالخوردهء خودم را كه به بيمارى استسقاى خيگى مبتلا شده بود و حرارت داشت و ناتوان شده بود ، چنين معالجه كردم . اول رژيم غذائى برايش معين كرده وادارش كردم از گوشت بريان شدهء بزغاله ، گوشت كبك ، گوشت تيهو ، گوشت پرندههايى كه هماهنگ گوشت كبك و تيهو هستند تغذيه كند . نان از آرد سبوس نگرفته بخورد . قطعههاى نازك گوشت ، گوشت پخته در سركه خيس شده همراه هلام « 1 » آش عدس و سركه و آش زرد عدسى و اين قبيل غذاها را زياد به خوردش دادم كه نيروى خود را حفظ كند . در اثناى استعمال اين رژيم غذايى هيچگاه اجازه ندادم كه آبگوشت بخورد . تنها روزى كه تصميم گرفتم به او دارو بدهم ، تجويز كردم كه قبل از تناول دارو زيربا ( آش زيره ) بخورد و بعد از دارو خوردن نيز باززيربا بخورد تا زياد تشنه نشود . امر كردم كه زيربا را با سركهاى ميانه در تندى و كممايگى بخورد . آنگاه اين داروى اسهالى را به وى خوراندم كه نسخهاش چنين است : هليلهء زرد ، به وزن هفت درهم . شاهتره چهار درهم . خشكه گياه خاراگوش به وزن دو درهم . گياه مشكانيهء خشكيده به وزن دو درهم . كاسنى سبز شاداب يك دسته . سنبل الطيب ( علف گربه ) دو درهم . بزر كاسنى دو درهم . همه را در سه رطل آب ريختم و بر آتش جوشاندم تا يك رطل باقى ماند . ده درهم شكر در آن رطل باقى مانده مخلوط كردم و خورد . وادارش كردم كه از اين حب تناول كند كه تركيب حب چنين است : يك جزء شيرهء گياه گاو كشك را با يك جزء شكر درهم سرشتم و حب ساختم و گفتم كه قبل از غذا بخورد . گاهى همين شيرهء گاوكشك ( شبرم ) را با انجير بهم مىسرشتم و حب از آن مىساختم و به اندازهء دو دانه يا سه دانه نخود به او مىدادم . بعد از تناول حبها وادارش كردم كه رب غوره و ريواس بخورد . داروهاى سردمزاج با موم و گياه خامالاون درهم سرشتم و بر كبدش گذاشتم . و از داروهاى آتى بر كبدش ماليدم كه عبارتند از : گل ارمنى با سركه ، گلاب و آرد جو يا آرد گاورس ، سرگين گاو ، پشك بز ، خاكستر بلوط ، خاكستر تاك و گاه به گاهى بوره و گوگرد را با سركه قاطى مىكردم و بر شكمش مىگذاشتم . ساير داروها را همگى با سركه مىآميختم . حتى يك بار ضماد ساخته از صندل بر كبدش گذاشتم . يكى از دفعات در حالى كه ضماد صندل بر كبدش بود ، تحليلبرنده را ضماد كردم و بر ناف و شكمش گذاشتم . يك بار از آن بارها خامالاون را در شربت گل خيسانيدم و به وسيلهء آن شربت ، اسهال دادم . دفعهء ديگر شير گياه گاو كشك در شربت گل حل كردم و بخوردش دادم و اسهالش كردم . اجازه دادم انجير خشك ،
--> ( 1 ) - هلام : گوشت بريان گوساله كه با پوست بر آتش بريان شده است . هلام : شوربا سركهء چربى گرفتهء سرد شده .