أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
288
قانون ( فارسى )
اگر سبب بيمارى استسقا از حالت سردمزاجى باشد و استسقا از اثر سردى رخ دهد ، علاماتش اين است : الف - عكس علامتهاى استسقاى ناشى از حرارت نشانهء استسقاى ناشى از سردى هستند . ب - اشتهاى خوراك بيش از حدّ است . همچنانكه در معدهء سردمزاج هم حال اشتها همينطور است . اما اگر استسقاى ناشى از سردى شدت يافت يا سردى اثرگذار بر بيمارى استسقا شدت گرفت ، اشتها به كلى از بين مىرود . اگر سبب بيمارى استسقا ورم سخت در كبد است ، حالش را از اين نشانيها بجوى : الف - نشانيهاى ورم سخت در كبد را - كه گفتهايم - در اين حالت نيز جستجو كن ! ب - فساد معده ، كه دنبالهرو ورم سخت است . ج - اشتهاى خوراك كم است . اگر سبب پديد آمدن بيمارى استسقا ، ورم گرم در كبد است عوارض زير مشهود است : الف - بيمارى از طرف كبد شروع مىكند . ب - بر اعمال معده اثر مىگذارد . ج - علامتهائى را كه براى پديد آمدن و شناسائى ورم گرم ذكر كردهايم خودنمائى مىكنند . اگر بيمارى استسقا از طحال شروع كرده باشد ، علامتهايش از اين قرار است : الف - رنگ رخسار به سبزرنگى مىزند . ب - نشانى بيماريهاى سابق مربوط به طحال پديد مىآيند . ج - ممكن است اشتها به كلى از بين نرود . اگر استسقا از كليه شروع كرده باشد ، در اشتهاى خوراك ، مانند بيمارى استسقاى ناشى از طحال است ، اشتها كم مىشود ليكن نه به اندازهاى كه در استسقاى ناشى از كبد كم مىشود . علاوه بر اشتها ، عوارض زير نيز هستند : بيماريهاى كليه ، ورم در كليه ، قرحه در كليه - كه نشانيهاى آنها را مىدانى - از استسقاى ناشى از كليه گزارش مىدهند . نشانيهاى استسقاى خيگى 1 - شكم برآمده است و بيمار احساس سنگينى شكم مىكند . اگر با دست بر شكم بيمار بكوبى صداى طبل را نمىشنوى ، امّا اگر بيمار بجنبد يا او را بجنبانى ، صداى آبى را مىشنوى كه در ظرفى بهم مىزنند . همچنين اگر بيمار پهلو به پهلو كند همان صداى بهم زدن آب در مشك و امثال آن را مىشنوى . 2 - اگر دست بر شكمش بگذارى و كمى فشار دهى ، چنان است كه گويى دست بر خيگ پر شده مىگذارى ؛ البته منظورم خيگ پر از باد نيست كه در آن دميده باشند . درحالىكه دست بر آن مىگذارى و كمى فشار مىدهى ، اندامان ديگر بلند و برآمده نمىشوند . حجم بادكرده نيز بزرگتر