أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
289
قانون ( فارسى )
نمىگردد . امّا در استسقاى گوشتى چنين نيست ، همينكه دست بر شكم مىگذارى و اندكى فشار مىدهى ، اندامان ديگر بدن بلند و برآمده مىشوند و حجم شكم بزرگتر مىنمايد . 3 - چنان مىنمايد كه بر پوست شكم بيمار پوستكى نازك و صيقل داده و نمناك كشيده شده است . 4 - احتمال دارد كه ذكر بيمار نيز آماس كند و آب در كيسهء بيضه پديد آيد . 5 - نبض بيمار كوچك و پياپى مىزند و گرايش به سختى دارد و تا حدّى كشيدگى در نبض احساس مىشود . كه سبب اين احساس كشيدگى در نبض ، كشيدگى حجاب است . شايد در اواخر نبض به نرمى گرايد ، كه سبب آن هم رطوبت زياد در بدن بيمار است . اگر سنگ از بيمار دفع شد و در معاينه سبب را تشخيص ندادى ، و يكباره بيمارى استسقاى خيگى رخ داد ، بدان ! كه يكى از دو مجراى كليه - كه آب را مىتراوند - سوراخ شده است . نشانيهاى استسقاى گوشتى 1 - سراسر بدن بيمار مىآماسد ؛ تو گوئى جسد مرده است كه آماسيده . 2 - اندامان بدن ، بويژه چهرهء بيمار صاف است و نوعى برآمدگى در آن مشاهده مىشود ؛ ولى پژمردگى مشهود نيست . 3 - انگشت را بر هر جاى بدنش فشار دهى جاى انگشت فرو رود . 4 - شكم بيمار چنان باد كرده و برآمدهاى نيست كه در استسقاى خيگى ديده مىشود ؛ همچنين صداى آب بهمزده نمىآيد . 5 - شكم بيمار چنان باد نكرده است كه صداى طبل از آن آيد و ناف هم بيرون نمىزند ؛ چنان كه در استسقاى طبلى مشاهده مىشود . 6 - اكثرا در بيمارى استسقاى گوشتى تباهى معده و نرمى معده عارض است و مدفوع گرايش به سپيدرنگى دارد . 7 - نبض بيمار استسقاى گوشتى پهن و نرم است . اطباء گفتهاند : اگر كسى بيمارى استسقاى گوشتى داشت و چهرهاش يا بدنش ، يا دست چپش به سستى مبتلا شد و همينكه سست شدن شروع شد ، خارش در بينى احساس كرد ، دو يا سه روز بعد از اين واقعه بيمار مىميرد . نشانيهاى استسقاى طبلى 1 - در استسقاى طبلى ، ناف بيمار بسيار برجسته و بيرون آمده است . 2 - بيمار استسقاى طبلى احساس سنگينى در شكم نمىكند ؛ چنان كه در استسقاى خيگى اين احساس وجود دارد . 3 - در بيمارى استسقاى طبلى بيمار احساس كشيدگى در شكم مىكند كه اين احساس در استسقاى خيگى نيست . شدت كشيدگى در بيمارى استسقاى طبلى چنان است كه گوئى زهى است كشيده مىشود .