أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

15

قانون ( فارسى )

در نخستين مرحله ، انگشت‌پيچ ليسيدنى بيمار از قبيل : عدس ، تباشير ، با لعاب اسفرزه و لعاب بزر خرفه و آب كدو حلوايى و امثال آنها باشد . بعد از مرحلهء اول ، داروى علاجى از ليسيدنيهايى باشد كه آميزه‌اى از بازدارندها و گدازنده‌ها است . اول چيز : انجير و آب رازيانه و بابونه با انگشت‌پيچ دارويى باشد . بعدا خرما و شنبليله بر آن اضافه كن ! مىتوانند از اين داروها سوپ بسازند و تناول نمايند . قبل از هر چيز در تداوى ورم گرم نياز ما به داروهاى بازدارنده است . از قبيل : سوپ از آرد جو و عدس . اينكه ترشى در آن باشد يا بدون ترش‌مزگى باشد ، خودت تقدير كن ! اگر ورم شروع به رسيدن كرد ، سوپ بيمار از آب تصفيه شدهء سپوس باشد كه روغن بادام و شكر در آن ريزند . بعد از آن همين سوپ آب پاليدهء سپوس آب را كه با روغن بادام و شكر است با بزركتان بياميز . سپس در مرحله‌هاى ديگر آرد گاودانه و آرد نخود نيز بر سوپ نامبرده بيفزاى . وقتى كه تركيدن ورم شروع شد ، آنگاه سوپ خوردنى بيمار مخلوط با چيزى از بيخ سوسن آسمانگونى و بادام تلخ و گندناى بيابانى و كمكى خردل و انجير و خرما باشد . اگر ورم پديد آمده در مرى سرد است ، هرچه ما دربارهء علاج معدهء سرد گفته‌ايم در اينجا نيز همان علاجها را به كار انداز و داروهاى نرم‌كنندهء رسانندهء ورم را از خارج بگذار ! در علاج درونى ، انگشت‌پيچهاى ليسيدنى و سوپهايى را تجويز كن كه براى رسانيدن ورم ذكر كرديم از قبيل آرد گاودانه ، آرد جو ، كه در سوپ عسل و چيزى از شيرين‌بيان و بيخ سوسن و غيره باشد . ضمادهايى را كه بر بيرون مىگذارى از آنها باشند كه ذكر كرديم و گفتيم . شنبليله و بابونه و شاه افسر و مقل و شيرهء درخت بنه و اندران و زنبق و چيزى از خوشبوها باشند . هرگاه ورم گرايش به باز شدن و گرم شدن پيدا كرد ، مطابق دستورى كه در باب اول ياد گرفتى عمل كن و هرآنچه در بحث از ورمهاى معده گفته مىشود . معتبر است و در علاج مرى تأثيربخش است . فصل ششم جهيدن خون از مرى دانستى كه وقتى بيمار خون از دهان برمىآورد ، نشان آن است كه خون انفجار كرده است و سبب انفجار خون را نيز مىدانى و علاج آن را كه در باب قى كردن خون گفته‌ايم ، به كار ببر ! تنها فرقى كه در ميان داروهاى علاج قى كردن خون كه سبب معده باشد و داروهاى خون قى كردن كه از مرى سرچشمه مىگيرد آن است كه بايد داروهاى علاج مرى لزج و كشدار باشند كه يك دفعه و با شتاب به سوى معده سرازير نشوند ؛ يواشكى راه‌پيمايى كنند و به آهستگى بر جاى درد بگذرند ، تا بتوانند تأثير لازم را بر جاى درد داشته باشند . اگر دارو لزج و كشدار باشد و به كندى سرازير شود ، حتى اگر از راه رگها راه‌پيمايى كند ، باز بر