أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
270
قانون ( فارسى )
- چند جهت دارد : 1 - چكيدهء دمل درونى است كه تركيده است . 2 - راهبندان باز شده است . 3 - قرحهء متعفن و خوره اين ماده را فرستاده است . 4 - خون در اطراف كبد سوخته و تغيير يافته است ؛ زيرا از اثر سوء مزاج گرم كبد و اطراف كبد نتوانسته چنان كه بايد و شايد نفوذ كند . 5 - يا حرارت كبد به اندازهاى است كه خون را در داخل رگها تغيير داده و فاسد گردانيده كه با ذوق بدن ناسازگار شده و در نتيجه بدن آن را پس داده است ، غليظ شده و به شكل دردى در آمده و بوى بسيار بد گرفته است و از اثر جوشيدن و گداختن كفمانندى در آن مشاهده مىشود . و نيز از اثر حرارت زياد است كه مادهء مرارى با اين مادهء دردى مانند بدبوى كف كرده همراه است . گاهى كه مادهء خونى چنين تباه و تا اين حد فاسد مىشود ، طبيعت نيرومند آن را به بيرون سوق مىدهد . به وجود آمدن و ريزش چنين مادهاى دليل بر تباهى مزاج اندامان ديگر هم مىشود . بيمارى كه چنين مادهاى در بدن او پديد آمده حتما بسيار لاغر و پژمرده است . اين ماده ، در رنگ ، قوام و بدبوئى با ماده سودائى فرقهاى زير را دارد : الف - سياهى رنگش كمتر از سياهى مادهء سودائى است . ب - غليظ و پرمايهتر از مادهء سودا است . ج - بوى گندى دارد كه بوى گند مادهء سودا به گردش نمىرسد . دليل ايجاد چنين مادهء سياه غليظ دردى مانند ، يكى از چند حالت زير است : الف - سردمزاجى آنقدر زياد است كه مادهء خونى را منعقد و يخبسته كرده است . ب - حالتى از ناتوانى بر كبد آمده كه مادهء آبكى شبيه آب گوشت در آن شسته را به خون و دردى شرابمانند تبديل كرده است . اين حالت اخير مگر بهندرت و الّا ناگهان و يكباره پيدا نمىشود و هميشه مقدماتى دارد . اما اگر بدون مقدمه و به حالت ناگهانى پديد آمد ، اكثرا از اثر سوء مزاج گرم سوزانده است ؛ زيرا سوء مزاج سرد مادهء هنوز ناپخته را سيلان مىدهد ، در صورتى كه گرماى سوزاننده آن را منعقد مىسازد و به شكل دردى درمىآورد . ج - گوشت جرم كبد سوخته و غليظ است ، و بدبوئى از اثر تأكل و قرحه مىباشد ؛ و يا زياد راكد مانده و سوخته است . اگر اين حالت اخير باشد ( سوختن از اثر زياد راكد ماندن ) يكى از دو احتمال زير را دارد : 1 - خون صاف و بىآلايش داراى نيروى زياد است و نياز بدان نداشته كه زائد را بيرون براند . در نتيجه آن زائد از حدّ لازم مدتى زياد از حد طبيعى مانده و تغيير يافته است . آنگاه نيروى دفعكننده سر وقتش آمده و آن را به بيرون پرت كرده است . 2 - احتمال دارد گسستگى پيوندى رخ داده باشد . بقراط فرمايد : « اگر كسى كبدش پر از آب باشد سپس اين مادهء مايع تركيده و به سوى غشاى درونى آيد ، هرگاه به شكم رسيد و آن را پر كرد بيمار مىميرد .